عبدالحلیم حافظ … اغانی منفرده … أى دمعة حزن لا

نام ترانه: أى دمعة حزن لا
خواننده: عبدالحلیم حافظ
آلبوم: اغانی منفرده
شماره ترجمه: ۱۲۵۶

أى دمعة حزن لا
اشک اندوه، نه

أى دمعة حزن لا لا لا
اشک اندوه، نه نه نه
أى جرحة قلب لا لا لا
دل شکسته، نه نه نه
أى لحظة حیرة لا لا لا
لحظه ای پریشانی، نه نه نه
حتى نار الغیرة لا لا لا
حتی شعله حسادت هم، نه نه نه
عایشین سنین أحلام
ما سالهای رویاها رو زندگی میکنیم
دایبین بأحلى کلام
در شیرینترین حرفها سوختیم
لا عرفنا لحظة ندم
حتی لحظه ای پشیمونی نمیشناختیم
ولا خوف من الأیام
از روزگار نمیترسیدیم
دق قلبى دق دق
دلم تپید
قلت مین علی دق
گفتم کی باعث شد
قلت له یا قلبی لأ
به دلم گفتم نه!
جاى لیه یا زمان بعد إیه یا زمان
چرا دیر اومدی روزگار
من کام سنة قلبی وأنا عایشین هنا
چند ساله که من و دلم اینجا زندگی میکنیم
من کام سنة دنیا الهنا منکم لنا من کام سنة
چند ساله که دنیای شادیها رو از دست دادیم؟

قال ایه جای الزمان یداوینا
چی؟ زمان میاد که مرهمی برای ما باشه؟
من إیه جى یا زمان تداوینا
چطور میخوای ما رو درمان کنی روزگار؟
ده الأمل فى عینینا والفرح حوالینا
امید در چشمها و شادی دور و بر ماست
سألوا الزمان وقال إیه غیر الأحوال
روزگار پرسید و گفت چی شرایط رو تغییر داد؟
قلنا له حبینا حبینا
بهش گفتیم که عاشقیم، آره ما عاشقیم
وارتحنا ونسینا
بعد از اون آروم شدیم و فراموش کردیم
الجرح بتاع زمان
زخم قدیمیمون رو

إحنا اللى قمنا للزمان
ما همونایی هستیم که باور داریم روزگار باید امن باشه
إحنا اللى خدمنا الامل و جرحنا
امید رو از ما میگیره و بهمون آسیب میزنه
حنا اللى طاوعنا إحنا وعمره فى یوم ما ریحنا
ما همونایی هستیم که باهاش کنار اومدیم اما اون هرگز ما رو آزاد نگذاشته
إحنا اللى رمیتنا للزمان إحنا وأخذ منا الأمان وجرحنا
ما همونایی هستیم که تو به روزگار حوالمون دادی تا امنیت رو ازمون بگیری و بهمون آسیب بزنی
ا ملامة علینا لا ملامة إحنا تعبنا ودقنا یاما
نیازی به ملامت نیست، خیلی خسته ایم
أما ندینا علیه یجینا عمره ما فکر یجی و یداوینا
وقتی خواستیمش تا درمانمون کنه، هرگز فکر هم نمیکرد که یه روز پیش ما برگرده
وأدینا عایشین وبقینا عاشقین لا جرح بقلوبنا ولا دمعة حزین
این شد که ما زندگی کردیم و عاشق موندیم، از دل شکسته و اشک هم خبری نیست
ولما دق الحب زدنا الربیع نور شبابنا
این شد که وقتی عشق در خونه رو زد، بهار نور جوونی رو جلوه دوباره بخشید

قال ایه جای الزمان یداوینا
چی؟ زمان میاد که مرهمی برای ما باشه؟
من إیه جى یا زمان تداوینا
چطور میخوای ما رو درمان کنی روزگار؟
ده الأمل فى عینینا والفرح حوالینا
امید در چشمها و شادی دور و بر ماست
سألوا الزمان وقال إیه غیر الأحوال
روزگار پرسید و گفت چی شرایط رو تغییر داد؟
قلنا له حبینا حبینا
بهش گفتیم که عاشقیم، آره ما عاشقیم
وارتحنا ونسینا
بعد از اون آروم شدیم و فراموش کردیم
الجرح بتاع زمان
زخم قدیمیمون رو

وفی لیلة مش ناسیها سهران الفرح فیها
یه شب نتونستم فراموش کنم که شادی داره به خواب میره
نی الزمان ومعاه هدیة فرحت فیها حبیبى الأولانی
روزگار با هدیه ای سوی من اومد که منو به شدت شاد کرد، عشق اولم
سافرت کتیر معاک بأحلامی فی هواک
با او تو رویاهام سفرهای زیادی کردم
سقیته من حنانی و بنیت معاه أمانی
از محبتم سیرابش کردم و امنیتمو با اون ساختم
وقلت یا ریت یا دنیا تدینی عمر تانی
گفتم کاش میشد زندگی دوباره ای داشته باشم

و صحیت على العذاب لقیت الفرح غاب
بیدار شدم، سختی و عذاب رو حس کردم و از شادی خبری نبود
الحب یا عینی تاه أتاری الزمن کداب
قلبم … عشق از دست رفته … روزگار یه دروغگوئه
وقدرت یا زمان فی رحلة النسیان
سفر فراموشی رو برای خودم تنظیم کردم
أنسى اللی کان و أرتاح
تا فراموش کنم چی شده و راحت بشم
أبعد عن الأحزان
تا از ناراحتی و اندوه دور بشم

شوف یا قلبى شوف
ببین دل من، ببین
الدنیا یا قلبى حلوة بالحب یا قلبی
زندگی با عشق زیباست
عمرک ما شفت قمر سهران باللیل عشاق
دیدیتا حالا که ماه فقط برای عاشقا بیدار بمونه؟
ولا نجمة جایبه کلام غیر للمشتاق
ستاره ها همه پیامها رو جز شور و اشتیاق میرسونن
کل العاشقین زینا عایشین
همه عاشقا مثل ما زندگی میکنن

لا جراح بقلوب
بدون زخمی بر دل
و لا دمع حزین
و بدون اشک اندوه

قال ایه جای الزمان یداوینا
چی؟ زمان میاد که مرهمی برای ما باشه؟
من إیه جى یا زمان تداوینا
چطور میخوای ما رو درمان کنی روزگار؟
ده الأمل فى عینینا والفرح حوالینا
امید در چشمها و شادی دور و بر ماست
سألوا الزمان وقال إیه غیر الأحوال
روزگار پرسید و گفت چی شرایط رو تغییر داد؟
قلنا له حبینا حبینا
بهش گفتیم که عاشقیم، آره ما عاشقیم
وارتحنا ونسینا
بعد از اون آروم شدیم و فراموش کردیم
الجرح بتاع زمان
زخم قدیمیمون رو

عبدالحلیم حافظ … اغانی منفرده … علی حسب وداد

نام ترانه: علی حسب وداد
خواننده: عبدالحلیم حافظ
آلبوم: اغانی منفرده
شماره ترجمه: ۱۲۵۵

علی حسب وداد
همان که میخواهد

على حسب وداد قلبی یبوی راح أقول للزین سلامات
ضیعت علیه العمر یبوی دنا لیا معاه حکایات
درودهای زیبای من به همان که دلم میخواهد
وقتم را با او گذراندم، چه داستانها که با او داشتم
على حسب وداد قلبی یبوی
همان که دلم میخواهد

موال الصبر أهو داب من یوم الحب ماغاب
درست مثل یه راز میمونه، صبر من هم تموم شده، روزی که عشق از دست رفت
ولا عمری یالیل یاعینی متقرب لینا أحباب
من و شبهای بیخوابی …
آه چشم من! عشقم را به من برگردان
وانا صابر عامقسوم یمکن یرجع لی فی یوم
من هنوز هم برای سرنوشتم صبورم
شاید یه روز دوباره سمت من برگرده
وتکون لی معاه تانی یبوی أیام حلوه وحکایات
اون وقته که دوباره زنده میشیم و روزهای زیبا و داستانهایش را درک خواهیم کرد
على حسب وداد قلبی یبوی
همان که دلم میخواهد

على حسب الریح مایودی مایودی الریح مایودی
هرچه که نسیم بخواهد، هرچه، هرچه، هرچه
ویاه أنا ماشی ماشی ماشی ولا بیدی
میرم و قدم برمیدارم
اما این دیگه خواست من نیست
معرفش ان کنت مروح ولا امتى الهوى حیهدی
نمیدونم که دارم به خونه میرم یا که کی قراره این عشق به آرامش برسه
واهی دنیا بتلعب بینا یمکن ترجع غناوینا
روزگار داره با ما بازی میکنه، شاید هم عشق ما رو برگردونه
وتکون لی معاه تانی یبوی ایام حلوه وحکایات
اون وقته که دوباره زنده میشیم و روزهای زیبا و داستانهایش را درک خواهیم کرد
على حسب وداد قلبی یبوی
همان که دلم میخواهد

لا حسلم بالمکتوب ولا حرضى ابات مغلوب
نه میتونم درودم رو با نوشته براش بفرستم و نه این که شکست خورده بخوابم
وحقول للدنیا یدنیا انا راجع للمحبوب
به همه دنیا میگم که به سمت عشقم بازمیگردم
ونغنی اغانی جدیده ملیانه حکاوی سعیدی
و ترانه های داغ عاشقانه ی مملو از داستانهای شاد میخونیم
وحننزل توب الفرحه یبوی واقول یا حبیبی سلامات
شادی رو در آغوش میگیریم و به عشقم درود میفرستم
على حسب وداد قلبی یبوی
همان که دلم میخواهد

وردة الجزائریة … بتونس بیک … بتونس بیک

نام ترانه: بتونس بیک
خواننده: وردة الجزائریة
آلبوم: بتونس بیک
شماره ترجمه: ۱۲۵۴

بتونس بیک
با تو خوشبختم

بتونس بیک وإنت معایا بتونس بیک وبلائی بئربک دنیایا
لما تقرب أنا بتونس بیک وما بتبعد أنا بتونس بیک
وخیالک بکون ویایا ویایا
وقتی با منی خوشبختی رو احساس میکنم و به همه دنیام دست پیدا میکنم
وقتی نزدیک میشی خوشبختی رو احساس میکنم
وقتی دور میشی هم خوشبختی رو احساس میکنم
و خیالت با من میمونه

ونجه صوتک صوتک بونسنی وهواک فی البعد فی البعد بیحرسنی
والشوء ینادیلک جوایا وناوناوناوناونا أنا
أنا بتونس بییک وإنت معایا
خیال صدات آرومم میکنه و عشقت از دور محافظتم میکنه
عشقی که از درونم صدات میکنه
وقتی با منی قدرتو میدونم

بتمر سعات بعد لقانا و الروح لوجودک عطشانة توحشنی عینیک
وبلائی الدنیا بئت فاضیة مع أنه الناس رایحة وجایة وأنا بحلم بیک
على طول فی خیالی بنادیلک وبئول یا تجینی یا حجیلک من غیر مواعیید
ویدوبک وبنفس السنیة بلائیک أدامی یا عنییا والإید فی الإید
لما تقرب أنا بتونس بیک وما بتبعد أنا بتونس بیک
وخیالک بکون ویایا ویایا
ساعتها از ملاقاتمون گذشت و روح و جانم تشنه درک حضور تو هستن، خیلی دلتنگ چشماتم
دنیا خالی باشه یا پر همهمه، مردم بیان و برن
من رویای تو رو میبنم، تو رویا تو رو صدا میکنم
و به خودم میگم که بدون هیچ قراری یا تو میای یا من پیشت میام
چی میشد اگه میتونستم تو یه لحظه تو رو کنار خودم داشته باشم
تو رو، نور چشمم
در حالیکه دست در دست هم بودیم
وقتی نزدیک میشی خوشبختی رو احساس میکنم
وقتی دور میشی هم خوشبختی رو احساس میکنم
و خیالت با من میمونه

وسعات یتمنى إنی أشوفک أو حتى أشوف منک طیفک مع حلم جمیل
ومابین لحظة وبین التانیة بسمع صوتک مال الدنیاوفی عز اللیل
إنت إللی بتسعد أوقاتی وتأثر على کل حیاتی أجمل تأثیر
أرجوک ما تسبنیش وحدیا وإن غبت ولوحتى شویة کلمنی کتیر
لما تقرب أنا بتونس بیک وما بتبعد أنا بتونس بیک
وخیالک بکون ویایا ویایا
ساعتها آرزوی دیدارت رو کردم، آرزویی که حتی به رویا هم قانع میشه
تو یه لحظه و یه ثانیه صداتو از همه دنیا شنیدم و شبم زیبا شد
تو همونی هستی که خوشبختی رو به روزگار من میاری
و زیباترین تاثیر رو روی زنگی من میگذاری
ای کاش هرگز تنهام نگذاری و اگه من یکم هم خواستم نباشم باهام حرف بزن
وقتی نزدیک میشی خوشبختی رو احساس میکنم
وقتی دور میشی هم خوشبختی رو احساس میکنم
و خیالت با من میمونه

کارول صقر … اغانی منفرده … جرح غیابک

نام ترانه: جرح غیابک
خواننده: کارول صقر
آلبوم: اغانی منفرده
شماره ترجمه: ۱۲۵۳

جرح غیابک
زخم نبودنت

اذا جای تاتودعنی قلی سبب یقنعنی
حتى اکذب کل الناس القالت انک بایعنی
بتعذب کل مابسمع انک منی راح تطلع
واکتر من جرح غیابک مافی جرح موجعنی
اگه اومدی با من خدافظی کنی یه دلیلی بیار که باورش کنم
حواست باشه من حرف همه که منو فروختی رو باور نکردم
هر بار که شنیدم از دلم داری بیرون میری عذاب کشیدم
در واقع هیچ زخمی عمیقتر از زخم نبودنت منو آزار نداد

قلبی اللی انت همو حبک ماشی بدمو
صار بلحظة وداعک طفل واخدولوا امه
انا قدامن مافی اخسر قلبی وعینی
مثل انک حبیبی بحبک سمعنی هی
دلم که دغدغه همیشگیش نگرانی توئه عشق تو رو به جای خون تو خودش جاری داره
تو لحظه خدافظیت درست مثل کودکی بودم که از مادر بگیرنش
در برابر اونا نمیتونستم دل و چشمامو از دست بدم
وانمود کن که عشق منی و بذار یه دوستت دارم ازت بشنوم

اذا جای تاتودعنی قلی سبب یقنعنی
حتى اکذب کل الناس القالت انک بایعنی
بتعذب کل مابسمع انک منی راح تطلع
واکتر من جرح غیابک مافی جرح موجعنی
اگه اومدی با من خدافظی کنی یه دلیلی بیار که باورش کنم
حواست باشه من حرف همه که منو فروختی رو باور نکردم
هر بار که شنیدم از دلم داری بیرون میری عذاب کشیدم
در واقع هیچ زخمی عمیقتر از زخم نبودنت منو آزار نداد

ماجد المهندس … اغانی منفرده … انا حنیت

نام ترانه: انا حنیت
خواننده: ماجد المهندس
آلبوم: اغانی منفرده
شماره ترجمه: ۱۲۵۲

انا حنیت
مشتاقم

انا حنیت انا انذلیت
ارجعلی اتوسل حیبیبی بیک
انا مشتاک یکفی فراک
کلشی بیه یسالنی حبیبی علیک
مشتاقم و فروتن
سوی من بازگرد عزیز دلم
دوری بسه، دلتنگتم
همه درونم از تو سراغ میگیره

عیونی تشتهی تشوفک
واذوب بلمسة جفوفک
حبیبی من البعد صدک
انا ملیت
تعاحضنی دفینی
وعوض عمری وسنینی
اموت من الحزن بعدک
اذا ماجیت
چشمام دیدنتو آرزو میکنه
و با یه لمس میسوزنم
از همون فاصله دور باورم کن عشق من
خستم
منو تو آغوش بگیر و گرمم کن
حال و روز و زندگیمو عوض کن
بعد از تو از ناراحتی میمیرم
اگه نیای

من غبت عنی
وانا صدقنی
مرایة مکسورة وجرح یعکس جرح
من ضعت منی کلعبنی
مااحس انی على قید الفرح
از وقتی رفتی
باورم شد که آینه هام شکسته و زخم از زخمهام پدید میاد
از وقتی از دستت دادم دلم خستم کرده
دیگه هرگز شادی رو تجربه نکردم

عیونی تشتهی تشوفک
واذوب بلمسة جفوفک
حبیبی من البعد صدک
انا ملیت
تعاحضنی دفینی
وعوض عمری وسنینی
اموت من الحزن بعدک
اذا ماجیت
چشمام دیدنتو آرزو میکنه
و با یه لمس میسوزنم
از همون فاصله دور باورم کن عشق من
خستم
منو تو آغوش بگیر و گرمم کن
حال و روز و زندگیمو عوض کن
بعد از تو از ناراحتی میمیرم
اگه نیای