نانسی عجرم … نانسی ۸ … ماتیجى هنا

نام ترانه: ماتیجى هنا
خواننده: نانسی عجرم
آلبوم: نانسی ۸ – ۲۰۱۴
شماره ترجمه: ۱۲۶۰

ماتیجى هنا
بیا اینجا

ماتیجى هنا وانا احبک علشان اعیش على حسک
حبیبى ده انت الدنیا وانا اموت لو غیرى یمسک
ما تیجى هنا خد فکرة ده انا بالنسبة لک بکرة
استاذة فى الدنیا مذاکرة کمل روحى ده انا نصک
بیا اینجا، من عاشقتم، تو حست زندگی میکنم
عشق من، تو همه دنیایی و من اگه حتی کسی لمست کنه میمیرم
بیا اینجا و یه فکری بکن، من آینده توام
بازیگری که آینده رو بازی میکنه و میسازه
من روحتو کامل میکنم
من نیم تو هستم

ده غرامنا ما بینا واخدة انا بالى ده انا مش ننة
بکرة اهو باین قدامنا وانا اکتر واحدة تحسک
میتونم عشقمونو احساس کنم
میدونم که دیگه بچه نیستم
آینده درست پیش روی ماست
من همون کسی هستم که تو رو احساس میکنه

حبیبى نیتى صافیة وانت هتیجى هنا بالعافیة
تهرب وتروح فی الننى ده انا دکتورة فى الجغرافیا
ما تیجى واعقلها قولى بحبک ما تقولها
حبیبى ده انا واحدة عادیة الکلمة الحلوة تاکلها
من صادق و صریحم، بیا سمت من
کجای میخوای بری، من سازنده سرزمین هستم
بیا اینجا و هر چی تو ذهنته بگو
به من بگو که: عاشقتم
عزیزم، من ساده و بی آلایشم
کسی که میتونی با چند کلمه ساده دلش رو ببری

ده غرامنا ما بینا واخدة انا بالى ده انا مش ننة
بکرة اهو باین قدامنا وانا اکتر واحدة تحسک
میتونم عشقمونو احساس کنم
میدونم که دیگه بچه نیستم
آینده درست پیش روی ماست
من همون کسی هستم که تو رو احساس میکنه

نانسی عجرم … نانسی ۸ … مش فارقة کتیر

نام ترانه: مش فارقة کتیر
خواننده: نانسی عجرم
آلبوم: نانسی ۸ – ۲۰۱۴
شماره ترجمه: ۱۲۵۹

مش فارقة کتیر
اهمیتی نداره

مش فارقة کتیر فی قربک زی فی غیابک
هتفرق ایه سنین وانا عایشة بعذابک
وقفت معاک ولا عمری ما قلبی یوم سابک
وفی الاخر ماقدرتش ولا حسیت
اهمیتی نداره، دور باشی یا نزدیک
چیو عوض میکنه؟ من سالها تو عذاب زندگی کردم
حمایتت کردم و نگذاشتم زمین بخوری
اما در آخر تو نه تشکر کردی و نه حتی اهمیت دادی

مسیری انسی هییجی الیوم ووقعت بس
هقوم ما هو مش انا اللی هموت من الاحزان
وماتخافش علیا هعیش انت ماتعرفنیش
کام یوم هیرجع تانی زی زمان
به فراموشی محکوم شدم، اما این روز سر میرسه
زمین خوردم ولی هنوز میتونم سرپا بایستم
امکان نداره تو اندوه بمیرم
برای من نگران نباش و نترس
من نجات پیدا میکنم
تو منو نمیشناسی، خیلی زود همونطور که بودم برمیگردم

هزعل لیومین ما انا طول عمری زعلانة
وهندم لیة ما انا خسرانة خسرانة
ده بعد سنین بقیت دلوقت متخانة
یاریتنی ما کنت من الاول انا ضحیت
فقط چند روز گریه کردم، همش ناراحت بودم
خودمو ملامت میکردم که چرا شکست خوردم
بعد از این همه سال خیانت کردم
ای کش هرگز فداکاری نکرده بودم

شیرین عبدالوهاب … انا کتیر … کلی ملکک

نام ترانه: کلی ملکک
خواننده: شیرین عبدالوهاب
آلبوم: انا کتیر – ۲۰۱۴
شماره ترجمه: ۱۲۵۸

کلی ملکک
متعلق به توام

انا کلی ملکک .. انا کل حاجه حبیبی فیه بتنادیک
انا مش بحبک .. الحب کلمه قلیله بالنسبه لیک
من متعلق به توام، بند بند وجودم تو را صدا میزند
عاشقت نیستم، واژه عشق در برابر تو خیلی کوچکه

انت فرحه جت لعندی بعد عمر من التعب
فی السعاده الی بعیشها یا حبیبی انت السبب
ضحکتک عقلک جنونک والحنان الی ف عیونک
هوصف ایه واحکیلک ایه
تو شادی ای هستی که پس از یه زندگی سراسر غم به من رسیدی
شادی ای که من تو زندگی تجربش میکنم، تو دلیلش هستی عشق من
لبخندت، درکت، دیوونگیت و محبتی که تو چشمات موج میزنه
چطور بیانش کنم، چی به تو بگم؟

انا کلی ملکک .. انا کل حاجه حبیبی فیه بتنادیک
انا مش بحبک .. الحب کلمه قلیله بالنسبه لیک
من متعلق به توام، بند بند وجودم تو را صدا میزند
عاشقت نیستم، واژه عشق در برابر تو خیلی کوچکه

معاک بضحک وبفرح
مبقتش خایفه ازای هخاف وانا بین ایدیک
ساعات بخیالی بسرح
قبل ما بحلم کل حاجه الاقیها فیک
والسنین هتفوت وتمشی منک انت انا مش همل
بوعدک یا حبیبی عمری شوقی لیک ما فی یوم یقل
هبقی فرحک وقت حزنک فی التعب تلاقینی حضنک
کل یوم من عمری لیک
با تو میخندم و شادم
وقتی تو آغوشت هستم چطور ممکنه بترسم؟
گاهی فکر میکنم
اما پیش از این که رویاهام شروع بشه چیزو تو وجود تو پیدا میکنم
سالها میگذره و هرگز از تو خسته نمیشم
بهت قول میدم، عشق من هرگز از این که هست کمتر نمیشه
میتونم شادی تو در زمان رنج و دردت باشم
همون وقت درد که در آغوشت هستم
همه روزهای زندگی من برای توئه

انا کلی ملکک .. انا کل حاجه حبیبی فیه بتنادیک
انا مش بحبک .. الحب کلمه قلیله بالنسبه لیک
من متعلق به توام، بند بند وجودم تو را صدا میزند
عاشقت نیستم، واژه عشق در برابر تو خیلی کوچکه

اصاله نصری … یا اخی اسال … لیه الغرور

نام ترانه: لیه الغرور
خواننده: اصاله نصری
آلبوم: یا اخی اسال – ۲۰۰۱
شماره ترجمه: ۱۲۵۷

لیه الغرور
غرور برای چیه

لیه الغرور و الکبریاء لیه الغرور
لا تتباهى بالذکاء لیه الغرور
غرور برای چیه، تکبر برای چیه؟
نه، با ذکاوتت خودستایی نکن، غرور برای چیه؟

اتعوذ من کلمة انا خلیک طبیعی مثلنا لیه الغرور
لیه الغرور و الکبریاء لیه الغرور
لا تتباهى بالدکاء لیه الغرور
از ذهن من دور شو، مثل ما عادی باش، غرور برای چیه؟
غرور برای چیه، تکبر برای چیه؟
نه، با ذکاوتت خودستایی نکن، غرور برای چیه؟

لیه الکلافة والتعب
تمشی تظن انک عجب
این همه خستگی و فرسودگی برای چیه؟
راه میری و فکر میکنی که یه شگفتی هستی!

ترى البساطة من ذهب
خدها نصیحة مننا لیه الغرور
خلیک طبیعی مثلنا لیه الغرور
سادگی و ساده لوحی مثل طلاست
این نصیحتو از من داشته باش، غرور برای چیه؟
مثل ما عادی باش، غرور برای چیه؟

وش أحلى من بسمة ملاک
طیبة هنا وضحکة هناک
هیچ چیز زیباتر از لبخند یه فرشته نیست
محبت اینجا و لبخند اونجا

فکها وریحنا معاک
مایسوى کل هذا العناء لیه الغرور
ما یسوى کل هذا العناء
خلیک طبیعی مثلنا لیه الغرور
همین کافیه و ما رو راحت میکنه
این همه نگرانی ارزشش رو نداره
چی برای غرور لازمه
مثل ما عادی باش، غرور برای چیه؟

حب التواضع الجمیل
لا تصیر فی دمک ثقیل
فروتنی عشق زیباست
پس غیر قابل تحمل نباش

اکسب قلوب الک تمیل
تکبر کذا فی عیننا لیه الغرور
خلیک طبیعی مثلنا لیه الغرور
قلبهایی که دوستت دارن رو جذب کن
اینطور جایگاهت پیش ما رفیعتر میشه
مثل ما عادی باش، غرور برای چیه؟

عبدالحلیم حافظ … اغانی منفرده … أى دمعة حزن لا

نام ترانه: أى دمعة حزن لا
خواننده: عبدالحلیم حافظ
آلبوم: اغانی منفرده
شماره ترجمه: ۱۲۵۶

أى دمعة حزن لا
اشک اندوه، نه

أى دمعة حزن لا لا لا
اشک اندوه، نه نه نه
أى جرحة قلب لا لا لا
دل شکسته، نه نه نه
أى لحظة حیرة لا لا لا
لحظه ای پریشانی، نه نه نه
حتى نار الغیرة لا لا لا
حتی شعله حسادت هم، نه نه نه
عایشین سنین أحلام
ما سالهای رویاها رو زندگی میکنیم
دایبین بأحلى کلام
در شیرینترین حرفها سوختیم
لا عرفنا لحظة ندم
حتی لحظه ای پشیمونی نمیشناختیم
ولا خوف من الأیام
از روزگار نمیترسیدیم
دق قلبى دق دق
دلم تپید
قلت مین علی دق
گفتم کی باعث شد
قلت له یا قلبی لأ
به دلم گفتم نه!
جاى لیه یا زمان بعد إیه یا زمان
چرا دیر اومدی روزگار
من کام سنة قلبی وأنا عایشین هنا
چند ساله که من و دلم اینجا زندگی میکنیم
من کام سنة دنیا الهنا منکم لنا من کام سنة
چند ساله که دنیای شادیها رو از دست دادیم؟

قال ایه جای الزمان یداوینا
چی؟ زمان میاد که مرهمی برای ما باشه؟
من إیه جى یا زمان تداوینا
چطور میخوای ما رو درمان کنی روزگار؟
ده الأمل فى عینینا والفرح حوالینا
امید در چشمها و شادی دور و بر ماست
سألوا الزمان وقال إیه غیر الأحوال
روزگار پرسید و گفت چی شرایط رو تغییر داد؟
قلنا له حبینا حبینا
بهش گفتیم که عاشقیم، آره ما عاشقیم
وارتحنا ونسینا
بعد از اون آروم شدیم و فراموش کردیم
الجرح بتاع زمان
زخم قدیمیمون رو

إحنا اللى قمنا للزمان
ما همونایی هستیم که باور داریم روزگار باید امن باشه
إحنا اللى خدمنا الامل و جرحنا
امید رو از ما میگیره و بهمون آسیب میزنه
حنا اللى طاوعنا إحنا وعمره فى یوم ما ریحنا
ما همونایی هستیم که باهاش کنار اومدیم اما اون هرگز ما رو آزاد نگذاشته
إحنا اللى رمیتنا للزمان إحنا وأخذ منا الأمان وجرحنا
ما همونایی هستیم که تو به روزگار حوالمون دادی تا امنیت رو ازمون بگیری و بهمون آسیب بزنی
ا ملامة علینا لا ملامة إحنا تعبنا ودقنا یاما
نیازی به ملامت نیست، خیلی خسته ایم
أما ندینا علیه یجینا عمره ما فکر یجی و یداوینا
وقتی خواستیمش تا درمانمون کنه، هرگز فکر هم نمیکرد که یه روز پیش ما برگرده
وأدینا عایشین وبقینا عاشقین لا جرح بقلوبنا ولا دمعة حزین
این شد که ما زندگی کردیم و عاشق موندیم، از دل شکسته و اشک هم خبری نیست
ولما دق الحب زدنا الربیع نور شبابنا
این شد که وقتی عشق در خونه رو زد، بهار نور جوونی رو جلوه دوباره بخشید

قال ایه جای الزمان یداوینا
چی؟ زمان میاد که مرهمی برای ما باشه؟
من إیه جى یا زمان تداوینا
چطور میخوای ما رو درمان کنی روزگار؟
ده الأمل فى عینینا والفرح حوالینا
امید در چشمها و شادی دور و بر ماست
سألوا الزمان وقال إیه غیر الأحوال
روزگار پرسید و گفت چی شرایط رو تغییر داد؟
قلنا له حبینا حبینا
بهش گفتیم که عاشقیم، آره ما عاشقیم
وارتحنا ونسینا
بعد از اون آروم شدیم و فراموش کردیم
الجرح بتاع زمان
زخم قدیمیمون رو

وفی لیلة مش ناسیها سهران الفرح فیها
یه شب نتونستم فراموش کنم که شادی داره به خواب میره
نی الزمان ومعاه هدیة فرحت فیها حبیبى الأولانی
روزگار با هدیه ای سوی من اومد که منو به شدت شاد کرد، عشق اولم
سافرت کتیر معاک بأحلامی فی هواک
با او تو رویاهام سفرهای زیادی کردم
سقیته من حنانی و بنیت معاه أمانی
از محبتم سیرابش کردم و امنیتمو با اون ساختم
وقلت یا ریت یا دنیا تدینی عمر تانی
گفتم کاش میشد زندگی دوباره ای داشته باشم

و صحیت على العذاب لقیت الفرح غاب
بیدار شدم، سختی و عذاب رو حس کردم و از شادی خبری نبود
الحب یا عینی تاه أتاری الزمن کداب
قلبم … عشق از دست رفته … روزگار یه دروغگوئه
وقدرت یا زمان فی رحلة النسیان
سفر فراموشی رو برای خودم تنظیم کردم
أنسى اللی کان و أرتاح
تا فراموش کنم چی شده و راحت بشم
أبعد عن الأحزان
تا از ناراحتی و اندوه دور بشم

شوف یا قلبى شوف
ببین دل من، ببین
الدنیا یا قلبى حلوة بالحب یا قلبی
زندگی با عشق زیباست
عمرک ما شفت قمر سهران باللیل عشاق
دیدیتا حالا که ماه فقط برای عاشقا بیدار بمونه؟
ولا نجمة جایبه کلام غیر للمشتاق
ستاره ها همه پیامها رو جز شور و اشتیاق میرسونن
کل العاشقین زینا عایشین
همه عاشقا مثل ما زندگی میکنن

لا جراح بقلوب
بدون زخمی بر دل
و لا دمع حزین
و بدون اشک اندوه

قال ایه جای الزمان یداوینا
چی؟ زمان میاد که مرهمی برای ما باشه؟
من إیه جى یا زمان تداوینا
چطور میخوای ما رو درمان کنی روزگار؟
ده الأمل فى عینینا والفرح حوالینا
امید در چشمها و شادی دور و بر ماست
سألوا الزمان وقال إیه غیر الأحوال
روزگار پرسید و گفت چی شرایط رو تغییر داد؟
قلنا له حبینا حبینا
بهش گفتیم که عاشقیم، آره ما عاشقیم
وارتحنا ونسینا
بعد از اون آروم شدیم و فراموش کردیم
الجرح بتاع زمان
زخم قدیمیمون رو