Beyoncé Knowles … 4 … I was here

نام ترانه: I was here
خواننده: Beyoncé Knowles
آلبوم: ۴ – ۲۰۱۱
شماره ی ترجمه: ۱۲ (انگلیسی)

I was here
من اینجا بودم

I want to leave my footprints on the sands of time
میخوام رد پاهامو رو شن و ماسه ی زمان جا بذارم

Know there was something that meant something bad I left behind
میدونم اتفاقای بدی وجود داشت که پشت سر جا گذاشتم

When I leave this world, I’ll leave no regrets
وقتی این حرفا رو میگم هیچ پشیمونی ای به جا نمیذارم

Leave something to remember, so they won’t forget
چیزایی جا میذارم که به یاد بیاد، پس دیگه فراموش نمیکنن که

I was here
من اینجا بودم

I lived, I loved – I was here
زندگی کردم، عشق ورزیدم.. من اینجا بودم

I did… I’ve done everything that I wanted, and it was more than I thought it would be
انجام دادم.. هرکاری که میخواستم انجام دادم، تا حدی که فکرشو نمیکردم

I will leave my mark so everyone will know – I was here
نشونه ای از خودم به جا میذارم تا همه بدونن .. اینجا بودم ..

I want to say I lived each day until I die
میخوام بگم تا زمان مرگم هر روز رو زندگی کردم

and know that I meant something in somebody’s life
و میدونم تو زندگی بعضیا مهم بودم

The hearts that I touched will be the proof that I leave
قلبهایی رو که لمس کردم مدرکیه که به جا میذارم

That I made a difference, and this world will see
که تفاوتی ایجاد کردم که جهان خواهد دید

I was here
من اینجا بودم

I lived, I loved – I was here
زندگی کردم، عشق ورزیدم.. من اینجا بودم

I did… I’ve done everything that I wanted, and it was more than I thought it would be
انجام دادم.. هرکاری که میخواستم انجام دادم، تا حدی که فکرشو نمیکردم

I will leave my mark so everyone will know – I was here
نشونه ای از خودم به جا میذارم تا همه بدونن .. من اینجا بودم ..

I just want them to know that I gave my all, did my best, brought someone some happiness
فقط میخوام بدونن که از همه چیم گذشتم، نهایت تلاشمو کردم، برای بعضیا شادی آوردم

Left this world a little better, just because I was here
این دنیارو یه ذره بهتر ترک میکنم، فقط بخاطر اینکه من اینجا بودم

ودیع الصافی، نجوی کرم … اغانی منفرده … و کبرنا

نام ترانه:و کبرنا
خواننده: ودیع الصافی، نجوی کرم
آلبوم: اغانی منفرده
شماره ترجمه: ۱۲۷۶

و کبرنا
بزرگ شدیم

ضمیری مش مرتاح وقلبی مش مرتاح
حاسس إنی ضایع ومضیع المفتاح
أفکاری قلقانة وعینیّ سهرانة
حاسس إنک یا بنتی ما عدتی انتی انتی
حاسس إنک تعبانة حاسس إنک زعلانة
عم شوف بعینیکی غیوم سودا
عم تشتی هموم هموم
یمکن أنا غلطان ویمکن انتی غلطانة
نه ذهنم آروم میگیره نه دلم
فکر میکنم هم خودم گم شدم هم کلیدو گم کردم
فکرام نگرانم میکنه و خوابو از چشمام میگیره
دخترم، فکر میکنم آسیب دیدی و ناراحتی
ابرهای تیره رو توی چشمات میبینم که درد میبارن
شاید من اشتباه میکنم، شاید هم تو

إحساسک بمحلو یا بیی
إحساسک بجلو وعن إذنک بدّی قلو
بنتک صارت صبیة
کل ما غیمة سوداء قبالی
مرقت شو بتخطر ع بالی
تخطر ع بالی کلماتک
تخطر ع بالی نظراتک
وارجع عروزنامة عمری
راجع أول صفحة بعمری
غیرة و توعظنی من کتاب
بیحکی الدنی نعاج دیاب
وما وافق یا بیّی یا بیی
وشو تعیط علیّ
احساست قابل احترامه بابا
احساست درسته
ولی اگه اجازه بدی میخوام بگم دخترت دیگه بزرگ شده
هر بار که اون ابر تیره تو چشمام میاد
حرفها و نگاهای تو به ذهنم میاد
اولین لحظات زندگیم که دختر کوچکی بودم و مراقبم بودی

ایه یا بنتی لما صغیرة کنتی
خبیتک تحت جناحی خبیتک تاترتاحی
وکبیرة هلأ صرتی
صرتی انتی جناحی
بحلف بعینیکی بعینیکی
من کتر خوفی بوقتها علیکی
کنت ارسملک صور و أخبار
تا عطف قلبی یحاوطک دایر من دار
وتبقی عطر زنبق معبا الدار
و تکبری بعین الکل
تبقی صغیرة بعین عینی
آره دخترم، وقتی کوچیک بودی تو رو زیر بالهای خودم پنهان میکردم
اینطور بودی که آرامش داشتی و استراحت میکردی
حالا بزرگ شدی و خودت یکی از بالهای من شدی
به چشمات قسم از ترسم
تصاویر رو میکشیدم و داستانها رو مینوشتم
اینطور قلبم همیشه به تو دسترسی داشت
و تو چون رایحه زنبق فضای خونه رو پر میکردی و به چشم همه میومدی
اما همیشه تو چشم من جوون موندی

و کبرنا یا بیی
کبرت فینا الایام
المسؤولیة کبرت معانا
و کبرت الأحلام
کرمالی یا بیی
شارکنی المسؤولیة
ایه یا بیی
بزرگ شدیم بابا
روزگار هم با ما گذشت
مسئولیتمون زیاد شد
رویاهامون هم زیادتر شدن
به خاطر من بابا
بگذار تو مسئولیتها شریک بشم

ما تخافی یا بنتی
یا زهرة عینیی
وحدک ما بخلیکی
بعرف صرتی صبیة
وصار لازم خاویکی
نگران نباش دخترم، گل چشمم
ترکت نمیکنم
میدونم بزرگ شدی
باید درکت کنم

بحاول ما خبی علیک
ولغیرک ما اشکی
بتطلع بعینیک
بحسک عم تفهمنی
من قبل ما احکی
صعبة وحدی کفی الدرب
و اخدوا منى فرح الحب
خطفوا منی قلب القلب
وسرقوا منی الضحکة
سعی میکنم هیچیو ازت پنهان نکنم
و به هیچ کس جز تو شکوه نکنم
وقتی تو چشمات نگاه میکنم احساس میکنم
پیش از این که حرف بزنم منو درک میکنی
برام سخته تنها برم
وقتی اونا شادی عشق و بخشی از قلب و لبخندو از من میگیرن

مش عم صدق شو عم بسمع
حاسس قلبی بلش یدمع
برام سخته اینایی که میشنومو باور کنم
احساس میکنم قلبم داره اشک میریزه

اخدوا صوتی لمین بغنی
خطفوا لون دموعی منی
حرموا عیونی تبکی
ساعدنی یا بییی
ما تترکنی یا بیی
ردلی ع قلبی الضحکة
اونا صدای منو گرفتن، برای کی باید بخونم
اونا رنگ اشکامو گرفتن حتی نمیگذارن اشک به چشمام بیاد
کمکم کن بابا، تنهام نگذار، لبخند قلبمو برگردون

راح ترجعلک الضحکة و ایام الهنا
عنک مش راح اتخلى ولا دقیقه أنا
ومش راح خلی تطول النطرة
و اللیلة قبل ع بکرا
قلبک راح رد الضحکة
رح ردا أنا
تو لبخند و روزهای شادتو پس میگیری
من برای یه دقیقه هم تنهات نمیگذارم
خیلی منتظرت نمیگذارم
مشب به فردا میرسه و من لبخند قلبتو بهت پس میدم

ما کان عندی شک یا بیی
انو اذا حکینا اخدنا و اعطینا
راح افهم علیک
وراح تفهم علیی
ایه یا أبیی
مطمئنم بابا اگه صحبت کنیم مشکل حل میشه و همو درک میکنیم
آره بابا

ایه یا بنتی
آره دختر

جورج وسوف … زمن العجایب … یوم الوداع

نام ترانه:یوم الوداع
خواننده: جورج وسوف
آلبوم: زمن العجایب – ۲۰۰۱
شماره ترجمه: ۱۲۷۵

یوم الوداع
روز خداحافظی

یوم الوداع الحب ضاع
والقلب آه حس بضیاع
یوم الوداع
کنت فاکر البعد هین
کنت فاکر انى نسیت
حضنک الدافىء الحنین
بس فى الآخر لاقیت
ان عمرى ماهقدر انسى أحلى أیام الهوى
واللى باقى بینا یبقى ذکرى ویضیع فى الهوا
یوم الوداع
روز خداحافظی عشق تباه شد و قلب من شکست
روز خداحافظی فکر کردم دوری راحته
فکر کردم آغوش گرم و پر مهرت رو فراموش میکنم
اما ناگهان فهمیدم هرگز نمیتونم زیباترین روزای عاشقی رو از یاد ببرم
و چیزی که روز خداحافظی باقی مونده خاطراتیه که از دست میره

الندم صعبا ن علیه اللى احنا فیه
والآلم حس بآلم احساسنا بیه
وقلوبتا یا حبیبى هتعمل ایه
کنت فاکر البعد هین
کنت فاکر انى نسیت
حضنک الدافىء الحنین
بس فى الآخر لاقیت
ان عمرى ماهقدر انسى أحلى أیام الهوى
واللى باقى بینا یبقى ذکرى ویضیع فى الهوا
یوم الوداع
حتی پشیمونی هم به حال ما تاسف میخوره
و درد هم رنجی رو که ما از دردمون میکشیم احساس میکنه
دلهامون چطور تسکین پیدا کنن عزیز من؟
فکر کردم دوری راحته
فکر کردم آغوش گرم و پر مهرت رو فراموش میکنم
اما ناگهان فهمیدم هرگز نمیتونم زیباترین روزای عاشقی رو از یاد ببرم
و چیزی که روز خداحافظی باقی مونده خاطراتیه که از دست میره

یاحبیبى احنا اللى بینا حب غالى مالوش تمن
لیه بایدنا نسیب قلوب لعبة بایدین الزمن
والزمن یاما شوفنا منه وهان علیه
کنت فاکر البعد هین
کنت فاکر انى نسیت
حضنک الدافىء الحنین
بس فى الآخر لاقیت
ان عمرى ماهقدر انسى أحلى أیام الهوى
واللى باقى بینا یبقى ذکرى ویضیع فى الهوا
یوم الوداع
عزیز من، چیزی که بین ماست عشقی ارزشمنده
چرا اجازه میدیم دلامون اسباب بازیه زمونه بشن؟
چقدر از این روزگار آسیب ببینیم؟
روز خداحافظی فکر کردم دوری راحته
فکر کردم آغوش گرم و پر مهرت رو فراموش میکنم
اما ناگهان فهمیدم هرگز نمیتونم زیباترین روزای عاشقی رو از یاد ببرم
و چیزی که روز خداحافظی باقی مونده خاطراتیه که از دست میره

الیسا … حالة حب … حب کل حیاتی

نام ترانه:حب کل حیاتی
خواننده: الیسا
آلبوم: حالة حب – ۲۰۱۴
شماره ترجمه: ۱۲۷۴

حب کل حیاتی
عشق زندگی من

حب کل حیاتى لقیته وقلبى خلاص اختار
واخیرا فرحة عمری بعیشها انا لیل ونهار
وانت جنبی لاول مره بحس براحه بال
واللى نفسی اقوله علیک غیر ای کلام اتقال
عشق زندگیمو پیدا کردم و دلم انتخابشو کرده
بالاخره دارم روز و شب شاد زندگی میکنم
وقتی نزدیک منی آرامشو احساس میکنم
چی میتونم درباره تو بگم که با همه گفته های قبلیم متفاوت باشه

کل غالی یهون یا حبیبی فداک
ویهمنی ایه غیر انی معاک
ایه معنی الدنیا دی غیر ویاک
هیچ چیز برای تو غیر ممکن نیست
چی میتونه با اهمیت تر از این باشه که حالا من با توام
دنیا جز این که ما با همیم هیچ معنایی نداره

کل لیله بتتعاش جنبک بالنسبالی خیال
جوة منی غلاوتک دایما قلبی علی ده الحال
انت اول حب واخر حب هعیش ویاه
واللی بینی وبینک احساس اکبر من معناه
هر شبی که با تو میگذرونم مثل یه رویا میمونه
ارزش و بهای تو برای همیشه تو دل من حک شده
تو اولین و آخرین عشقی هستی که من براش زندگی میکنم
چیزی که بین ما میگذره احساسی فراتر از واژه هاست

الیسا … حالة حب … أول مرة

نام ترانه: أول مرة
خواننده: الیسا
آلبوم: حالة حب – ۲۰۱۴
شماره ترجمه: ۱۲۷۳

أول مرة
اولین بار

أول مرة تحب یا قلبی و أول یوم أتهنا
یا ما على نار الحب قالولی ولقیتها من الجنة
أول مرة أول مرة
اولین بارست که عاشق میشوی و اولین باری که شادی را احساس میکنم
به من گفته بودند که عشق چگونه آتشیست، اما من عشق را تکه ای از بهشت دیدم
اولین بار، اولین بار

لی بیقولوا الحب أسیا لیه بیقولوا شجن ودموع
أول حب یمر علی قد الدنیا فرح وشموع
چرا به من گفتند که عشق سختی و عذابست، چرا گفتند اشک و آهست
وسعت شادی و نشاط اولین عشقی که تجربه میکنم چون همه دنیاست

أفرح واملا الدنیا أمانی لا أنا ولا إنت حنعشق ثانی
أول مرة أول مرة
شادم و دنیا مملو از امید است و هیچ یک از ما امکان ندارد دیگر عاشق شود
اولین بار، اولین بار

أول فرحة تمر بقلبی وأنا هایم فی الدنیا غریب
ولا حکی ولا اخبی ولا أوصفها لکل الحبیب
اولین شادی که بر دلم گذشت در حالیکه چون احمقی در دنیا غریب بودم
از عشقم با کسی صحبت نمیکنم و پنهان نمیکنم و برای کسی هم وصف نمیکنم

قلبی یعید لی کل کلامک کلمة بکلمة یعیدها علی
لسه شفایفی شایلة سلامک شایلة أمارة حبک لی
دلم واژه واژه ای را که به من گفتی مرور میکند
لبهایم هنوز سلامت را مرور میکنند، هنوز نشانه عشقت به من را با خود دارند