آرشيو موضوعي: ترانه هاي ملحم زين

ملحم زین … علواه … غیبی یا شمس

نام ترانه: غیبی یا شمس
خواننده: ملحم زین
آلبوم: علواه – ۲۰۰۸
شماره ترجمه: ۷۵۲

—[دانلود ترانه]—

غیبی یا شمس
غروب کن ای خورشید

غیبی یا شمس غیبی
غروب کن ای خورشید، غروب کن

مالی علیهم عتب عتبی على حالی
آنها را ملامت نمی کنم، خودم را ملامت می کنم

وأم الجدایل شقر هی اللی خذت بالی
آنکه بر مویش نوار قرمز دارد، همیشه در ذهن منست

غیبی یا شمس غیبی
غروب کن ای خورشید، غروب کن

وبلکی بورد حبیبی
و شاید سوی عشقم روم

والله یقطع نصیبه
و شاید خدادیگر هر آنچه می خواهد به او ندهد

یاللی قطع لی بنصیبی
چه کسی در مسیر همه خواسته های من قرار می گیرد

یا هلیلی هویت الغربة
با غربت و دوری عاشق شدم

سامع منه عینینی
من از چشمانش شنیدم

والعنینی اعنی شوقی
و چشمانم دلتنگیم را می رسانند

وشلون الصبر یجینی
و صبر چگونه به من خواهد رسید

وعمداً ما جیتک عمدا
و به عمد سوی تو نمی آیم، به عمد

أنتی لحالک جیتینی
و تو با پای خودت سوی من می آیی

ذبحتینی یا ولوه
خون مرا خواهی ریخت

وبحبک قتلتینی
در عشقت مرا خواهی کشت

ملحم زین … اغانی منفردة … کان صدیقی

نام ترانه: کان صدیقی
خواننده: ملحم زین
آلبوم: اغانی منفردة – ۲۰۱۰
شماره ترجمه: ۷۱۵

—[دانلود ترانه]—

کان صدیقی
دوست من بود

کان صدیقی الحقیقی ورفیقی وما یبعد عنی
دوست واقعی من بود، دوست من که هرگز ترکم نکرد

صار عدوی وبقوة ما هوی اللی سرقک منی
حالا دشمن من شده است، با همه قدرتش مرا از من دزدید

وبدک هنیکی بهیدا من جسمی طلع روحی
و می خواهی که با او مهربان باشم، ترجیح می دهم روحم را از جسمم برهانم

لبسها طرحة بیضا وقللا على بیته روحی
تو را در پوششی سپید پیچیده بود، پس به خانه او برو

کیف غدرتی إنجبرتی وغمرتی غیری بإیدیکی
چگونه می توانی به من خیانت کنی، مرا مجبور کردی که دیگری را جز تو در آغوش بگیرم

لو إنأسرتی إنکسرتی إنتحرتی أهون علیکی
اگر زندانی بودی یا شکسته شده بودی یا خودکشی کرده بودی، بهتر است ساکت باشی

أهون ما تغصی بدمعک ورفیقی یشمت فینی
بهتر از این است که مانع اشکهایت شوی، وقتی دوست من به من خیره شده است

مثل اللی ما بعمره سمعک شو قلتی بتحبینی
درست مثل این که هرگز تو را نشنیده است، چه گفتی؟ که مرا دوست داری

وبدک هنیکی بهیدا من جسمی طلع روحی
و می خواهی که با او مهربان باشم، ترجیح می دهم روحم را از جسمم برهانم

لبسها طرحة بیضا وقللا على بیته روحی
تو را در پوششی سپید پیچیده بود، پس به خانه او برو