آرشيو موضوعي: ترانه هاي شذي

شذی … لیالی … حکایة منسیة

نام ترانه: حکایة منسیة
خواننده: شذی
آلبوم: لیالی – ۲۰۰۸
شماره ترجمه: ۸۲۱

حکایة منسیة
داستان فراموش شده

حیالله حکایة منسیة وبرة خیالى مرمیة
یک داستان فراموش شده تصادفی از ذهنم گذشت

نستها میة فى المیة بقالى زمان
صددرصد مدتها پیش فراموشش کرده بودم

بقت فى حیاتى مش ماضى اثرها اقل من العادى
در ذهنم مانده بود و نرفته بود و اثری هم نداشت

سنین ضاعت على الفاضة رهان خسران
سالها همراه با ضرر از دست رفت

وانا لیة هأستنى کدة فى عنیة وارجع وافکر فیة والاقینى کدة على نار
و چرا باید این‌گونه در چشمانت بمانم، بازگردم و به تو فکر کنم، نمی توانم این سوز را تحمل کنم

ما خلاص کل اللى بینا خلاص قلبى اللى سبتة معاک ما رضیش معاک یحتار
کافیست، هرچه بین ما بود تمام شد، قلبم که با خودت رها کردی دیگر نمی خواهد حیران بماند

حکایة صغیرة ومرت لا نفعت حد ولا ضرت
یک داستان کوتاه که گذشت، نه به کسی سودی رساند و نه ضرری

انا واحدة للوهم اتجرت وفوقت یادوب
من خسته ام از زندگی در وهم و خیال، به سختی بیدار شدم

لو یوم تفکر تندهلى مفیش داعى لتکرهنى
اگر روزی به این فکر بودی که مرا صدا بزنی، نیازی نیست که از من متنفر باشی

لو مین غلط غلطتى دیا اکید هیتوب
هر کسی باعث اشتباه من شود، حتما توبه می کند

وانا ایة انا هافتکرلک ایة
و من چه هستم، چرا باید تو را به یاد آورم

فى ایة هنبکى علیة ضیعتة کلة خلاص
برای چه باید گریه کنم، تو همه اش را از دست دادی، کافیست

وبلاش بعت اللى ما بیسواش
دیگر عذابم نده، چیزی را فروختی که ارزشی نداشت

عینى فى عنیک مفهاش صرخة بکى واحساس
چشمانم در چشمان توست، فریادی نیست، اشک یا احساسی