فروردین ۲۳م, ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۹ قبل از ظهر
|
نام ترانه: لیلة حبیبی
خواننده: سمیرة سعید
آلبوم: لیلة حبیبی – ۲۰۰۰
شماره ترجمه: ۷۶۸
—[دانلود ترانه]—
لیلة حبیبی
شبی عشق من
لیله یا حبیبی
شبی ای عشق من
یا حبیبی
ای عشق من
بس لیله
فقط یک شب
لیله
شبی
لو تجینی حتلاقینی عمری لیک
اگر بیایی خواهی دید که زندگی من برای توست
لیله حبیبی
شبی عشق من
لیله
شبی
لیله تجینی
شبی سوی من بیا
لیله
شبی
روحی وسنینی مشتاقة لیک
عمر و عستی من دلتنگ تو اند
ولاحزن تانی ولا جرح تانی
و دیگر اندوه و آسیبی نیست
تحضن زمانی وانا بین ادیک
وقتی در دستان تو هستم، همه ی وقت مرا در آغوش می کشی
ارجع یاغالی مشتاقة لیک
بازگرد ای گرانبهایم، دلتنگ تو ام
طول اللیالی بنده علیک
میان شب صدایت می زنم
ماتغبش تانی محتاجه لیک
ای کاش نرفته باشی، نیازت دارم
خلیک عشان انا روحی فیک
بمان، چرا که روح من درون توست
لیله حبیبی
شبی عشق من
خلیک معایا
با من بمان
لیله حبیبی
شبی عشق من
مالهاش نهایه
شبی بی پایان
لیله حبیبی
شبی عشق من
جوایا شوق مابینتهیش
دورن من شوری بی پایانست
من غیر هواک مش قادره اعیش
بی عشق تو نمی توانم زندگی کنم
لیه اللیالی وخداک بعید
چرا شبها تو را دور نگاه می دارند
وانت یاغالی حبی الوحید
وقتی تو ای گرانبهایم، تنها عشق منی
|
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۷ قبل از ظهر
|
نام ترانه: جانی بعد یومین
خواننده: سمیرة سعید
آلبوم: جانی بعد یومین – ۱۹۸۵
شماره ترجمه: ۷۶۵
—[دانلود ترانه]—
جانی بعد یومین
پس از دو روز
قال جانی بعد یومین یبکیلی بدمع العین
پس از دو روز گریان، با اشکهایی در چشمش سوی من آمد
یشکی من حب جدید یحکی و انا نارى تقید
از عشق جدید شکوه می کرد، می گفت و سوز من بیشتر می شد
وسمعت وفکری شرید وسکتت وقلبی شهید
گوشم با او بود و به چیز دیگری فکر می کردم ساکت ماندم و قلبم شاهد است
وانا اللی کنت فاکره إنه حیشتکی من بعدی
و من فکر می کردم او از جداییمان شکوه خواهد کرد
فاجئنی بقصه تانیه ضیعت الحلم الوردی
مرا با داستانی دیگر شگفت زده کرد و رویای خوش از دست رفت
و أنا اللی کنت فاکره إنی وحدی اللی فقلبه
فکر می کردم که من تنها در قلبم او هستم
أتاری واحده تانیه جات فی ثانیه شغلت قلبه أوام
دیگری آمد و در چند ثانیه قلبش را از آن خود کرد و فکر و ذکرش شد
ال جانی بعد یومین یبکیلی بدمع العین
پس از دو روز گریان، با اشکهایی در چشمش سوی من آمد
یشکی من حب جدید یحکی و انا نارى تقید
از عشق جدید شکوه می کرد، می گفت و سوز من بیشتر می شد
وسمعت وفکری شرید وسکتت وقلبی شهید
گوشم با او بود و به چیز دیگری فکر می کردم ساکت ماندم و قلبم شاهد است
ما إعرفتش إیه حقولو هرب کلامی منی
نمی دانستم به او چه بگویم، واژه هایم از من فرار می کردند
سبته ومشیت لوحدی کل خطوه غصب عنی
رهایش کردم و تنها قدم زدم، گامهایم مرا به رفتن وادار می کردند
وکأنی فدنیا تانیه مزهوله ومش فی وعیی
مثل این که در دنیایی دیگر به تفکر مشغولم
لکن بعد اللی جانی قلت تانی منه للأیام
اما پس از آنچه به سر من آمد، گفتم اینها همه برای آن روزهاست
ال جانی بعد یومین یبکیلی بدمع العین
پس از دو روز گریان، با اشکهایی در چشمش سوی من آمد
یشکی من حب جدید یحکی و انا نارى تقید
از عشق جدید شکوه می کرد، می گفت و سوز من بیشتر می شد
وسمعت وفکری شرید وسکتت وقلبی شهید
گوشم با او بود و به چیز دیگری فکر می کردم ساکت ماندم و قلبم شاهد است
شایفین الظلم یا ناس ده حلال ده ولا حرام
ای مردم ظلم و ستم را می بینید، آیا این درست است یا نه
اه من جرح الإحساس دی ألام وأشد الام
آه از زخم احساس، دردیسیت سخت و شدید
أوصیک بالصبر یا قلبی ده غرامه طلع أوهام
به تو می گویم قلب من، عشق او ساختگی بود
|
فروردین ۷م, ۱۳۸۹ - ۳:۳۸ بعد از ظهر
|
نام ترانه: مش حتنازل عنک
خواننده: سمیرة سعید
آلبوم: مش حتنازل عنک – ۱۹۸۷
شماره ترجمه: ۷۶۰
—[دانلود ترانه]—
مش حتنازل عنک ابدا
از تو چشم نخواهم پوشید
یللی هدیت لحیاتی بحبک طعم ولون
ای که همراه با عشقت به زندگی من رنگ و زیبایی بخشیدی
مش حتنازل عنک ابدا مهما یکون
هر چه شود من هرگز تو را ترک نخواهم کرد
مش حتنازل عنک ابدا
هرگز از تو چشم نخواهم پوشید
حتى ان کانت کلمة تقالت
حتی اگر کلمه ای بر زبان آورده شد
من وره قلبی و جرحت الف
کلمه ای ناخواسته که قلب من گفته و باعث شکستن قلب تو شد
ننسى زعلها و مین کان قالها
تلخیش را فراموش می کنیم و از یاد می بریم که چه کسی آن را بر زبان آورد
ده احنا ثنینن بروح بنحب
زیرا ما دو دلداده هستیم و عمیقا همدیگر را دوست داریم
ابدا ابدا
امکان ندارد امکان ندارد
ده احنا البعض حنفضل دایما
ما دو نفر تا ابد در کنار همدیگر باقی خواهیم ماند
طول العمر حنفضل دایما
تا همیشه و در همه زندگی در کنار همدیگر باقی خواهیم ماند
مهما یکون
هر چه شود
انا حبیتک لما لقیتک
من زمانی که تو را دیدم به تو دل بستم
قدام عینی حلم بعید
و تو را چون آرزویی دست نیافتنی رو به روی چشمانم مشاهده کردم
تنسى عنیه صعب علیه
برای من سخت است که باورکنم تو می خواهی چشمهایم را فراموش کنی
و بعد شویه بقى فی الاید
تنها کمی از عشق در دستم باقی مانده است
ابدا ابدا
امکان ندارد امکان ندارد
مین یختار یخرج من الجنة
چه کسی می خواهد این بهشت را ترک کند
لیه بادینا نهد املنا
چرا با دستهای خویش آرزوهایمان را نابود کنیم
و نعیش نندم علی اللی جرالنا
و یک عمر را در حسرت و پشیمانی به سر ببریم
مهما یکون
هر چه شود
|