آرشيو ماهانه: می 2008

تو هر جایی

اگر امروز باشد یا که فردا
سراپا گوش باشم یا تماشا

تو را خواهم بدست آورد آخر
میان شهر باشی یا که صحرا

به تو نسبت نخواهم داد غیبت
تو هر جایی تو هر جایی تو هر جا

تو عیسایی و ما لنگان و کوریم
دگرها سامری اند و تو موسی

گل گلدسته ها با بوی تو خوش
بخواند از تو ناقوس کلیسا

تو نور مطلقی ما ظلمت محض
تو دریایی و ما کفهای دریا

تو باغ دلفریبی ما گل یاس
تو یعنی حسن و، زشتی معنی ما

سواد دیدنت در چشم ما نیست
ندارد فرق ابجد یا الفبا

تو طاوس بهشتی، زاغ ماییم
تو یوسف، ما ز اقوام زلیخا

تو چوپانی و عالم گله ی تو
مران از گله ات چشم مدارا

غمت مانند گیسوی شب قدر
شب هجرت شب تاریک یلدا

سرم را زیرپایت میگذارم
اگر امروز باشد یا که فردا

اللهم صل علی ولی امرک القائم المؤمل و العدل المنتظر و حفه بملائکتک المقربین و ایده بروح القدس یا رب العالمین

اول برای مادرمان …

 اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

بر بانوی مطهرمان گریه می کنیم
بر آن همیشه بهترمان گریه می کنیم

با این دو زمزمی که خداوند داده است
بر آیه های کوثرمان گریه می کنیم

بر بروی بالهای سپید ملائکه
بر آن کبود پیکرمان گریه می کنیم

کنجی نشسته ایم و کنار پیمبران
بر دختر پیمبرمان گریه می کنیم

بر لاله های بستر او خیره می شویم
بر آنچه آمده سرمان گریه می کنیم

دیر آمدیم و حادثه او را ز ما گرفت
حالا کنار باورمان گریه می کنیم

قبل از حساب، صبح قیامت که می شود
اوّل برای مادرمان گریه می کنیم

اللهم صل علی ولی امرک القائم المؤمل و العدل المنتظر و حفه بملائکتک المقربین و ایده بروح القدس یا رب العالمین

هجر تو

از هجر تو طبیعت ما گریه می کند
چشم تمام آینه ها گریه می کند

چشم انتظار آمدنت شیر خواره‌ای است
گهواره‌ای به کرب و بلا گریه می کند

پای سه ساله‌ای که پر تاول آمده است
دارد به اشک و دعا گریه می کند

در علقمه به خاطر تو مشک پاره ای
دارد کنار دست جدا گریه می کند

گودال سرخ روز عطش نعره می کشد
از روضه های خون خدا گریه می کند

 اللهم صل علی ولی امرک القائم المؤمل و العدل المنتظر و حفه بملائکتک المقربین و ایده بروح القدس یا رب العالمین