آرشيو ماهانه: می 2009

نجوی کرم … عم بمزح معک … أمنت قلبی

نام ترانه: انت الشمس
خواننده: نجوی کرم
آلبوم: عم بمزح معک – ۲۰۰۸
شماره ترجمه: ۲

—[دانلود ترانه]—

امنت قلبی
دلم را به تو وعده داده ام

الوفا مثل الشمس لاهل الوفا باین
وفا چون خورشیدیست که برای وفاداران قابل دیدن است
والحب مد و جزر بقلوبنا ساکن
و عشق با تمام جنب و جوشش، ساکن دل های ماست

انت حبیبی و امنتک لى روحی
تو عشق منی، روحم را به تو امانت دادم و آن را به تو سپردم
و مین امنک لا تخونو و لو کنت خاین
و هر کسی که به تو اعتماد کرد حتی اگر خیانت کار بودی، به او خیانت نکن

أمنت قلبی عندکم صونوا الأمانة بربکم
سوگند می خورم که دلم با توست، برای خدا این امانت را بپذیر
أمانة خلونی قریب حبیب و أکتر من حبیب
خواهشاً بگذار من نزدیک باشم، معشوق و بیشتر از معشوق باشم

أنتو روحی وانتوا الهوا انتوا جروحی وانتوا الدوا
تو روح من، عشق من، درد من و دوای منی
بالله لا لا تجرحوا قلبی ترى بیحبکم
به خاطر خدا دلم را به درد نیاور که شیدای توست

قلبی أنا بحالة غرام دایب من اللهفة حرام
دلم در حال و هوای عشق است، از شور و شوق دلم ذوب شده. گناه است
لا تبعدوا و لا ترحلوا حنوا علیا و اسألوا
دور نشو و از این جا نرو،به من محبت کن و سراغ مرا بگیر
بالله لا لا تجرحوا قلبی ترى بیحبکم
به خاطر خدا دلم را به درد نیاور که شیدای توست

نجوی کرم … عم بمزح معک … انت الشمس

نام ترانه: انت الشمس
خواننده: نجوی کرم
آلبوم: عم بمزح معک – ۲۰۰۸
شماره ترجمه: ۱

—[دانلود ترانه]—

انت الشمس
خورشید تو هستی

یاقلبی … یاحبی … یاعیونی … یاجنونی
ای دل من … ای عشق من … ای چشمان من … ای دلیل دیوانگی من
من بین العالم والناس انت الی ساکن بعیونی
در میان همه دنیا و انسانهایش، تو تنها نشسته بر چشمان من هستی
أنت الشمس ال ما بتغیب أنت قلبی وعینیی
تو خورشیدی هستی که هرگز خاموش نخواهد شدتو قلب من و چشمان منی

أنت الدوا والطبیب أنت لحن الغنیة
تو حکیم و داروی من هستی … تو آهنگ ترانه ها هستی
وعلى حبک ما بیغلى حبیب یا قمر السهریة
هیچ چیز ارزش عشق تو را ندارد، ای ماه  شب های بیداری من
وحبک ع جبینی مکتوب من هلق للأبدیة
شیدایی تو بر پیشانی من از ازل تا ابد نوشته شده است

ع دربک رشیت ورود غنالی الطیر الشادی
در حالیکه پرندگان سرود شادی سر داده اند، رزها را سر راه تو ریختم
قلبی بحبک موعود عشقتک حد العبادة
دلم را با عشقت وعده داده ام و تو را تا حد پرستش دوست دارم
مهما لیلی کان یطول حبک زادی وبزیادة
هرچقدر  شب های من به درازا بینجامند عشقت بیشتر و بیشتر می شود

حبک عندی مالو حدود یا أغلى من عینیی
عشقت برایم نامتناهیست ای ارزشمندتر از چشمهایم
جمالک قمر المنشود صوتک أجمل غنیة
زیبایی تو زیبایی ماه تابان و صدای تو زیباترین آهنگ ها است
کرمالک بروحی بجود بس تضلک حولیی
به خاطر تو روحم در بیتابی و بی قراری است پس کنار من بمان و دور نشو

مژگان سیه

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
جهان پیر است بی بنیاد از این فرهاد کش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم

اللهم صل علی ولی امرک القائم المؤمل و العدل المنتظر و حفه بملائکتک المقربین و ایده بروح القدس یا رب العالمین