تیر ۳۱م, ۱۳۸۸ - ۸:۲۲ قبل از ظهر
|
نام ترانه: طلع البدر
خواننده: یوسف اسلام
شماره ترجمه: ۲۳۶
طلع البدر علینا
ماهی پرنور بر ما طلوع کرد
من ثنیات الوداع
از وادی خداحافظی
وجب الشکر علینا
و قول دادیم که مراتب شکر را نشان دهیم
ما دعا لله داع
جایی که خداوند خوانده می شود
مرحبا یا مصطفانا
خوش آمدی ای برگزیده ما
نورک الغالی أضاء
نور ارزشمند تو تابید
رغم أنف الملحدین
در برابر آرزوهای منکران خداوند
فیضه عم البقاع
تشعشعش همه کرانه ها را در بر گرفت
أشرقت شمس الکمال
خورشید کمال تابید
بک یا باهی الجمال
با تو ای زیبای بزرگ
جل من سوّاک حقا
در واقع باید به کسی که تو را خلق کرده بالید
دائماً للخیر ساع
چون خخواهان خوبی ها
صفوة الباری محمد
محمد، تو بهترین خلق پروردگاری
درةٌ للکائنات
چون گوهر مخلوقات
مدحه بلسم لروحی
مدح تو قوت روح و هستی من است
وله یحلو السماع
و شنیدن آن بسیار لذت بخش
یا ختام الأنبیاء
ای خاتم پیامبران
یا إمام الأولیاء
ای پیشوای پارسایان
رحمة أرسلت طه
ای رحمت فرستاده شده
منقذاً بعد الضیاع
چون راهنمایی برای راه درست
صلوات الله تهدى، لک منا و السلام
درورد خداوند بر تو، و درودهای ما بر تو
یا أبا القاسم یا من، أمره دوما مطاع
ای اباالقاسم، کسی که دستوراتت همیشه پیروی می شود
|
تیر ۳۰م, ۱۳۸۸ - ۷:۱۳ بعد از ظهر
|
نام ترانه: زغیری الدنی
خواننده: عاصی الحلانی
آلبوم: زغیری الدنی– ۲۰۰۹
شماره ترجمه: ۲۳۵
—[دانلود ترانه]—
زغیری الدنی
دنیا کوچک است
زغیری الدنی کنا بعمر الولدنی
دنیا کوچک است، در دنیایی کودکانه به سر می بریم
زغیری الدنی غبتی و غبنا کم سنة
دنیا کوچک است، برای چند سال من و تو نبوده ایم
شو اللی حبینا حبینا زمان
چه قدر گفتیم یکدیگر را دوست داریم، پیش از این عاشق بودیم
یا عمر انقضى و کان اللی کان
عمر من گذشت و آنچ می خواست اتفاق بیفتد، اتفاق افتاد
زغیری الدنی
دنیا کوچک است
کنا سوا و بعدو هوانا ما ارتوى
با هم بودیم و عشقمان هنوز کافی نبود
کبرنا سوا و د قنا عذابات الهوى
با هم بزرگ شدیم و از عشق زده شدیم
شو اللی حبینا حبینا زمان
چه قدر گفتیم یکدیگر را دوست داریم، پیش از این عاشق بودیم
یا عمر انقضى و کان اللی کان
عمر من گذشت و آنچ می خواست اتفاق بیفتد، اتفاق افتاد
زغیری الدنی
دنیا کوچک است
|
تیر ۳۰م, ۱۳۸۸ - ۴:۴۶ بعد از ظهر
|
نام ترانه: ماعاد فینی رووح
خواننده: یارا
آلبوم: لآلئ خلیجیة – ۲۰۰۹
شماره ترجمه: ۲۳۴
—[دانلود ترانه]—
ماعاد فینی رووح
دیگر صبری نمانده است
ماعاد فینی رووح اصبر علیک اکثر
دیگر برای انتظار تو صبری در من نمانده است
کلی الم وجروح یالیتنی اقدر
من سرشار از درد و زخمم و امیدوارم که بتوانم
انساک بس کیف اقدر انسى اللی انت سویته
تو را فراموش می کنم، اما چگونه می توانم آنچه را که ساختم فراموش کنم
صبری ذبحنی والصبر ملک وملیته
صبر من مرا می کشد و صبر خصوصیتی است که من از آن خسته شده ام
لاتعتذر ارجوک یاکثر اعذارک
لطفا از من عذرخواهی نکن، تو سرشار از عذر هستی
جروحی لو هموک ماسکنتنی نارک
اگر درد و جراحت من برایت اهمیت دارد، به من آتشت را نمی چشاندی
لو بس تشوف اللی انا شفته فی ایامی
اگر می توانستی ببینی روزهای من برایم چگونه است
وتحس فی جروح قلبی وکل آلامی
و درد درون قلبم را احساس کنی، همه دردهایم را
خلاص انا ماابیک لو تحترم نفسک
تمام است، اگر هنوز خودخواهی، من به چیزی از سوی تو نیاز ندارم
مسحت انا ماضیک یومک قبل امسک
من گذشته ات را پیش از دیروزت محو کردم
یالیت قلبی ماعرف قلبک وعزیته
آرزو می کنم ای کاش قلبم قلبت و همه خصوصیاتش را ملاقات نکرده بود
ضیعت عمری اعترف والغلطه حبیته
تو عمر من را به هدر دادی، اعتراف کن، و مشکل اینجاست که دوستش دارم
|