مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۹ قبل از ظهر
|
و اینک … رمضان آمد!
ماه خدا ، ماه رحمت و مغفرت، ماه نزول قرآن و ماه بندگی به درگاه حق و بهره مندی از رحمت و بخشش باری تعالی.
چه زیبا همگان را میهمان می کند. در زیباترین، ساکت ترین، آرامش بخش ترین ساعات شبانه روزش.
چه کریمانه می خواند و می بخشد. از هر کسی که بخششی طلب کنیم، باید خاضعانه به سویش رویم، بارها بخوانیمش تا شاید، شاید، شاید ببخشد. اما بخشش او، جنس دیگریست، می خواند، میهمان می کند و می بخشد. به هر سمت و سو و بهانه ای که شده می بخشد. چه سخت خواهد بود، در پس یک میهمانی عظیم و استثنائی، در پی ساعاتها و روزها میهمان نوازیش، طرد شدن!
خدای من!
حال که چنین کریمانه خواندی، رحیمانه توفیقمان ده، تا عابدانه سر بر آستان عزیزت نهیم و خاشعانه بندگی کنیم!
|
مرداد ۲۹م, ۱۳۸۸ - ۳:۱۴ بعد از ظهر
|
نام ترانه: افتکرتک
خواننده: ساره الهانی
آلبوم: هیک بتعمل – ۲۰۰۸
شماره ترجمه: ۲۷۶
—[دانلود ترانه]—
افتکرتک
به تو می اندیشیدم
افتکرتک وانا هناک فی المکان اللی روحته معاک زمان
وقتی آنجا بودم، به شما توصیه کردم که با شما خواهم رفت
واحنا لسّه ضغیرین
وقتی جوان بودیم
تخیّلتک وانت فی حضنی وإیدیک مش عایزة تسیبنی لقیتنی غضب عنی
تو را در آغوش خودم تصور کردم و دستانت به من اجازه رفتن نمی دادند، خودم را ناراحت و عصبانی از خودم یافتم
حسیت بی الحنین
احساس انتظار کردم
لقبتلک فی بالی فی قلبی وخیالی
تو را در ذهت و قلب و تصور خودم یافتم
وصورتک یا غالی فی کل المکان
و تصویریت را همه جا ای ارزشمند
بتنده علیّا وبتمسک إدیّا وبتقولها لیّا واحشانی کمان
مرا صدا می زنی و دستهایم را نگه می داری و به من می گویی که تو هم دلتنگ منی
یا حبیبی انا کل شوفی اللی کان بینی و بینک ولحنانک ولکلامک انت فین
ای عزیزم، من تو را کاملا از دست داده ام، کجا هستی
طال غیابک بس لیه ده العباد ده کتیر وقلبی یاما یاما علیک سآلنی وع السنین
غیبتت طولانی بود اما چرا این همه جدایی، قلبم بارها از تو سوال کرد و و درباره سالهای با هم بودن
|
مرداد ۲۹م, ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۶ بعد از ظهر
|
نام ترانه: منى عینه
خواننده: نوال الزغبی
شماره ترجمه: ۲۷۵
—[دانلود ترانه]—
منى عینه
رویای ارزشمند
منى عینه یقابلنی وهمه بس یکلمنی
رویای ارزشمندش به دیدار من آمده است، فقط می خواهد با من صحبت کند
وحلمه صار فالدنیة یجینی ویعتذر منی
تنها رویایش در این زندگی این است که به سوی من بازگردد و عذرخواهی کند
بعد ما کنت انادیله یجرحنی واعدیله
پس از این که او را صدا زدم، مرا آزرد و من او را بخشیدم
جا الیوم اللی یتعذر ویمسح دمع مندیله
حالا نوبت اوست که عذر خواهی کند و اشک بریزد
غروره بنفسه و عجابه
غرور و تکبری در خودش
هوا اللی ذله و جابه
چیزی است که او را آزرد و بازگرداند
تغلیه و دلاله کان مظاهر زیف کذابه
رفتار زیبایش صرفاً یک نمایش بود
سهر لیله علشانی
یک شب برای من بیدار ماند
بکى حبی و نادانی
برای عشق من گریست و من را صدا زد
و لانی فی حیاته الروح
زیرا من روح زندگی هستم
صعبه لو لحظه ینسانی
فراموشی من حتی برای یک هم برایش سخت است
نعم بینت اسراره و عیشته على ناره
بله، رازهایش فاش نشده و زندگیش حالا در آتش است
و ترکته بعدها حایر رضایا شاغل افکاره
و حالا او را پریشان رها کرده ام، تنها به بازگرداندن من می اندیشد
تحیر و انشغل باله شقى بعدی و تعب حاله
پریشان است و ذهن و فکرش پس از تلاشهایش مشغول شده است
نهایتها رجع ندمان بعد همه و ترحاله
در نهایت با پشیمانی از سفرش باز خواهد گشت
|