آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۸ بعد از ظهر
|
نام ترانه: توبة
خواننده: عبدالحلیم حافظ
شماره ترجمه: ۶۱۷
—[دانلود ترانه]—
توبة
پس از آن هرگز
توبة إن کنت أحبک تانی توبة
از این که دوباره عاشقت شوم توبه می کنم
بس قابلنی مرة وتبقى دی آخر نوبة وبعدها توبة
فقط یکبار دیگر مرا ببین، این آخرین بار است، و پس از آن هرگز
توبة إن کنت أخاصمک وأرجع أصالحک تانی
دیگر با تو برای خوب شدن صحبت نمی کنم
یاما البعد سقانی ویاما القرب ضنانی
فاصله همیشه برای من خوب بوده است، وقتی که با تو بودن خسته ام می کند
وإن فات طیفک یوم فی منامی وجه صحانی
و اگر تصویرت را در خواب ببینم و بیدار شوم
برضه أصالحک بس أهی نوبة وبعدها توبة
یکبار با تو خوب خواهم شد و پس از آن هرگز
توبة إن کنت حصدق تانی کلامک
دیگر هرگز آنچه می گویی را باور نخواهم کرد
مهما حتسأل مش راح أصدق حتى سلامک
اهمیتی ندارد چه می خواهی، حتی سلامت را هم باور نمی کنم
بس أوعدنی أوعى تبکی وأنا قدامک
فقط به من قول بده که در برابر من گریه نخواهی کرد
أحسن أکذب روحی وأقول أهی نوبة وبعدها توبة
خوب است که به خودم دروغ بگویم که همین بار و پس از آن هرگز
آه من حیرة قلبی وآه من دمعة عینی
آه قلب من پریشانست، آه چقدر گریه کردم
کل ما أقول أنساک توحشهم نارک وتصحینی
هر بار که می گویم فراموشت می کنم، آتشت دلتنگ و بیدارم می کند
أجری وأسأل عنک قبل ما انت تجینی
و می روم از تو می پرسم، پیش از آن که به سوی من آیی
أضحک نوبة وأبکی نوبة وبعدها توبة
اول می خندم و پس از آن گریه می کنم و پس از آن هرگز
|
آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ - ۷:۲۰ بعد از ظهر
|
نام ترانه: برید بیروت
خواننده: کاظم الساهر
آلبوم: یومیات رجل مهزوم – ۲۰۰۷
شماره ترجمه: ۶۱۶
—[دانلود ترانه]—
برید بیروت
نامه ای از بیروت
اکتب من بیروت یاصدقتی حیث المطر
از بیروت می نویسم دوست من، جایی که باران می بارد
محبوبة قدیمة تزورنا بعد السفر
یک معشوق قدیمی ما را پس از سفر دید
اکتب من مقهى على البحر
از کافه ای در ساحل می نویسم
و الیلول الحزین بلل الجریدة
و سپتامبر ناراحت نوشته را پیش برد
وانتی تخرجین کل لحظة
و تو هر لحظه می روی
من قدح القهوة واسطر الجریدة
از فنجان قهوه و سطرهای نوشته
هل انتی یاصدیقتی بخیر اخبارنا عادیة جدا
حالت خوبست دوست من؟ اینجا همه چیز عادیست
حبیتی حبیبتی کما عرفتها کا اکثر النساء
عزیزکم، عزیزکم، همانطور که او را مثل خیلی از زنان می شناسم
مشغولة بحسنها کاأکثر النساء
که با زیباییش چون دیگر زنان مشغول است
عشقت لنفسها کاأکثر النساء
مانند دیگران خودش را دوست دارد
طیبة قاسیة ناکرة ناسیة کاأکثر النساء
مهربان، ظالم، سخت، فراموشکار، مانند دیگر زنان
أیتها القریبة البعیدة عیوننا مشتاقة إلکی
دور و نزدیک، چشمانم مشتاق تو هستند
قلوبنا محتاجة إلکی اللـه کم احتـاج یاصدیقتی إلکی
قلب ما به تو نیاز دارد، آه خدای من، چه قدر به تو نیاز دارم دوست من
حین یجیء موسم الهدوء
وقتی فصل اقیانوسی می آید
کم بحثت یدای عن یدیکی
چه قدر دستم به دنبال دستت می گردد
فی زحمة الشوارع المبللة
در شلوغی خیابانهای خیس
|
آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ - ۷:۱۹ بعد از ظهر
|
نام ترانه: تحکی جد
خواننده: کاظم الساهر
آلبوم: یومیات رجل مهزوم – ۲۰۰۷
شماره ترجمه: ۶۱۵
—[دانلود ترانه]—
تحکی جد
جدی صحبت می کنی
ترى الامل ما صدد یجرح
امید اگر به واقعیت تبدیل نشود آسیب می بیند
ما کفانى ما کفانى جروح
آسیب کافیست، کافیست
لیه ودک تأذینى
چرا می خواهی آزارم دهی
انت تحکى جد او تمزح
جدی صحبت می کنی یا شوخی می کنی
والله قصدک تحیى شوقى من جدید
یا می خواهی شور و شوقم را تجدید کنی
احلفلک بالله کملى بعد واشرح
به خاطر خدا ادامه بده، من توضیح می دهم
یوم شافک سال عنى اکید
وقتی تو را ببیند قطعا از من می پرسد
واشقلتلک کمل اذا تسمح
دلتنگت هستم، بگذار کامل شود
لا تمن بفرحتى فى یوم عید
در روز عید شادی ام را بر هم نزن
قلتله انى فیها انام
به او خواهم گفت که در او به خواب رفته ام
و فیها اصبح
و در او بیدار می شوم
وهایم ومهموم وکل وقتى وحید
پریشان و خسته همه زمانم را تنها می گذرانم
ودى اضمه یالیت اقدر
می خواهم در آغوشش بگیرم، ای کاش می توانستم
ودى اتغطى بهالشعر الحریر
می خواهم با این موی ابریشمی پوشانده شوم
احس الف احساس
هزار حس را احساس می کنم
هل اللحظه بعد واکثر
این لحظه و همه لحظات
ودى اضحک
می خواهم بخندم
ودى ابکى
می خواهم گریه کنم
ودى اطیر
می خواهم پرواز کنم
|