دی ۲۴م, ۱۳۸۸ - ۶:۳۱ بعد از ظهر
|
نام ترانه: سلمولی علیه
خواننده: نانسی عجرم
آلبوم: اغانی منفردة – ۲۰۰۹
شماره ترجمه: ۷۱۴
—[دانلود ترانه]—
سلمولی علیه
سلام مرا به او برسان
سلمولی علیه اللی واحشنی وانا واحشاه
سلام مرا به او برسان، به کسی که دلتنگش هستم، به کسی که دلتنگ من است
ما تسلمولی علیه مهما هیبعد مش هنساه
سلام مرا به او برسان، فراموشش نمی کنم، اهمیتی ندارد چه قدر دور می رود
سلمولی علیه غالی علیا وغالیة علیه
سلام مرا به او برسان، من برای او با رازشم و او برای من
أنا على باله وهو فبالی سلمولی علیه
من در ذهن اویم، او در ذهن من است، سلام مرا به او برسان
نصیبی حلالی حبیبی الغالی سلمولی علیه
تقدیر من، برای من، عشق با ارزش من، سلام مرا به او برسان
حاسس بیا وباللی جرالی
آنچه احساس می کنم و بر سر من آمده را درک می کند
والی فقلبی بان ف عینیه
و آنچه در قلب من است در چشمانش پیداست
حبی بیکبر قد الشوق سلمولی علیه
عشق من چون شور و شوق بیشتر شد، سلام مرا به او برسان
بلمس روحی وطایرة لفوق سلمولی علیه
می توانم احساس کنم که روحم به بالا اوج می گیرد، سلام مرا به او برسان
حلوة الدنوة لما تروق
وقتی آرامی زندگی زیباست
حبیت صوتی وانا بنادیه سلمولی علیه
وقتی صدایش می کنم صدایم را دوست دارم، سلام مرا به او برسان
مش مکسوفة بقول عایزاه سلمولی علیه
از این که بگویم او را می خواهم خجالت نمی کشم، سلام مرا به او برسان
وانا ملهوفة و بستناه سلمولی علیه
و من حسرت می خورم و منتظر او هستم، سلام مرا به او برسان
بغمض عینی وانا شایفاه
حتی با چشمان بسته ام هم او را می بینم
عایشة معاه وانا بحلم بیه
با او زندگی می کنم و رویایش را می بینم
|
دی ۲۴م, ۱۳۸۸ - ۱:۴۷ قبل از ظهر
|
نام ترانه: جایین یقولولی
خواننده: نانسی عجرم
آلبوم: آه و نص – ۲۰۰۴
شماره ترجمه: ۷۱۳
—[دانلود ترانه]—
جایین یقولولی
می گویند
جایین یقولولی داب حبیبی
می گویند که عشق من شکنجه دیده است
جایین یقولولی شاف عذاب
می گویند که عشق من آزار دیده است
فاکرنی مرتاحه فی بعده وانا قلبی فی بعده داب
فکر می کنند که بی او خوشحالم، اما قلب من در نبودنش می سوزد
من یوم غیابه والله حالی عینی محرومه النوم
از روزی که رفت، چشمان من خواب را به خود ندیدند
واللی بیجرالی وجرالی ماجراله فی یوم
و همه آنچه برای من اتفاق افتاد برای او اتفاق نیفتاد
لاموا علیه وقالوا کفایه
سرزنشم کردند و گفتند کافیست
حیره وشوق وعذاب وفراق ومرار
پریشانی، شور، آزار، دوری و سختی
قلت یاناس خلونی کفایه
گفتم ای مردم، تنهایم بگذارید، کافیست
انا من بعده ف نار من بعده ف نار
از روزی که رفته می سوزم، از روزی که رفته می سوزم
اشکی لمین والکل ظالم اشکی لمین انا
وقتی کسی درک نمی کند به چه کسی شکوه کنم؟
اشکی لمین ربی اللی عالم ایه بیه انا
به چه کسی شکوه کنم، وقتی خدایم همه آنچه برایم اتفاق افتاده است را می داند
لو لیله شافوا دمع عینی
اگر یک شب اشکهای چشمم را ببینند
لو لیله حسوا زی ناری
اگر یک شب سوز مرا احساس کنند
کانوا عرفوا ایه الی فی قلبی من حیره وشوق ومرار
خواهند فهمید که چقدر قلب من از پریشانی و شور و سختی می سوزد
ولا کانوا ف یوم علیه لاموا ولاقالوا ای کلام
و دیگر هرگز سرزنشم نمی کنند و درباره من نمی گویند
انا کنت حسیبک یا حبیبی واختار النار
من هرگز تو را رها نمی کنم و جهنم را انتخاب کنم
قلبی اختار فی الحب أنانی
قلب من کسی را برای عشق انتخاب کرده که بسیار مغرور است
عمره ماحب وعمره فی یوم ما احتار
کسی که هرگز عاشق نشده و محبت را نمی شناسد
سابنی لوحدی فغربه اعانی
مرا در ناکجا رها کرد تا آزار ببینم
انا بین جنه ونار بین جنه ونار
من بین بهشت و جهنم هستم
|
دی ۲۴م, ۱۳۸۸ - ۱:۴۵ قبل از ظهر
|
نام ترانه: سنة ورا سنة
خواننده: نانسی عجرم
آلبوم: آه و نص – ۲۰۰۴
شماره ترجمه: ۷۱۲
—[دانلود ترانه]—
سنة ورا سنة
سال پس از سال
سنه ورا سنه ورا سنه ورا سنه
سال پس از سال، سال پس از سال
مشتاق القلب لسه لیک
قلبم هنوز منتظر توست
وبدوب وبغیر واموت علیک
می سوزد و حسادت می کند و برای داشتن تو می میرد
والروح هیمانه طایره لیک
و نزدیک است که روحم سوی تو پرواز کند
تسألنی علی حبی انا انا انا
تو از من از عشقم می پرسی
حبیبی انت روحی انا
عزیزم تو روح و جان منی
وبقربک انت دوقت الهنا
و من در حضور تو محبت را می چشم
سهرانه معاک وادوب معاک
با تو بی خوابم و می سوزم
والروح همها حلمها لقاک
روحم پریشان است و رویایم دیدار با توست
وهواک میال اعیش هواک
و هنگامی که عشقت به من متمایل می شود، با عشقت زندگی می کنم
وبتسأل لیه
و چرا می پرسی
اه من الشوق شوق العیون
آه از شور، شور چشمها
وانا لما الاقیک دایما بکون
و وقتی تو را یافتم، همیشه هستم
طایره بفرحتی عاشقه بجنون
با شادیم پر می کشم و دیوانه وار زندگی می کنم
|