آرشيو ماهانه: فوریه 2010

فضل شاکر … اغانی منفردة … انا اشتقت لک

نام ترانه: انا اشتقت لک
خواننده: فضل شاکر
آلبوم: اغانی منفردة – ۲۰۱۰
شماره ترجمه: ۷۴۴

انا اشتقت لک
دلتنگ توام

مرقت لیالی وللیوم ماطلیت
شبهای زیادی گذشت و تو بازنگشتی

زعلان وصارلک مدی قولک بدا هالقدی
تو به خاطر من ناراحتی، اما در واقع آنقدر هم بزرگ نبود

یاخوفی قسوة قلبک تکبر کل مالوقت یطول
می ترسم که اگر جداییمان به طول بینجامد قلبت چون سنگ شود

تعرف یاغالی من لیلة الفلیت
آیا می دانی از شبی که رفتی

بشوفک لیلی حدی … جای وجایبلی وردة
تو را کنار خودم دیدم و تو به من گل دادی

بتکی راسی عکتفک وبغمض عینی وقول
سرم را بر شانه ات تکیه بده، چشمانم را ببند و بگو

بغمض عینی وقول
چشمانم را ببند و بگو

حبیبی یاحبیبی … انا اشتقتلک انا بحنلک
عشق من، ای عشق من، من واقعا دلتنگ توام

متل شمعة على غیابک انا عم دوب
وقتی دوری چون شمعی می سوزم

سهر عینی بیهون علیی إذا بعرف قلت راجع بعد الغروب
اگر وعده بازگشتت را بدهی بیداری همه این شبها برای من آسان است

تسدق حبیبی بتنأوز عالحکی … متل الطفلة الشقیة
آیا باور داری؟ من چون کودکی می شوم

بدا تسرق خبریة … تسمع عنک شی کلمة تطمنی تردلی الروح
می خواهم هر خبری را از تو بدانم، شنیدن هر آنچه به من آرامش می دهد

حتى المطارح عم تسأل شوبکی
در هر جا از اشتباه خواهد پرسید

وینو اللی قلک یاحبی … ماحنعرف معنى الغربی
کجاست آنکه با تو صحبت می کرد عشق من، من قویتر شده ام

رحت وهیک ترکتلی قلبی … عم بیلم جروح
تو رفتی و قلبم را رها کردی، پر از زخم

عم بیلم جروح حبیبی یاحبیبی … انا اشتقتلک انا بحنلک
این زخمها واقعا دردآورند عشق من، من واقعا دلتنگ توام

متل شمعة على غیابک انا عم دوب
وقتی دوری چون شمعی می سوزم

نوال الزغبی … اغانی منفردة … صالحونی علیه

نام ترانه: صالحونی علیه
خواننده: نوال الزغبی
آلبوم: اغانی منفردة – ۲۰۱۰
شماره ترجمه: ۷۴۳

—[دانلود ترانه]—

صالحونی علیه
مرا با او آشتی دهید

امانه لو فى یوم رحتوا لحبیبى ما تقلقوش راحته
التماس می کنم که اگر رفتید آسودگیش را به هم نزنید

مشتاقه انا لیه بوسولى عینیه و هاتولى حاجه من ریحته
چرا دلتنگ اویم؟ چشمانش را برای من ببوسید و از نفسش چیزی برای من بیاورید

صالحونى علیه انا من بعدیه
مرا با او آشتی دهید، من به دنبال اویم

بعد نجومى بالواحده لا عین بتنام و لا حتى سلام
ستاره هایم را یکی یکی می شمارم، نه چشمانم می خوابند و نه آرامشی دارم

و مش مرتاحه بالوحده و لو غلطان انا سامحته
و من با تنهاییم راحت نیستم، و اگر او اشتباهی کرده او را بخشیدم

انا سامحته
او را بخشیدم

قولولو صوره من عندى اقرب م القلب لیه عندى
به او بگویید تصویریش نزد من از قلبش نزدیکتر است

بقالى سنین طب اسال مین ده لا بیسال و لا یعدى
برای سالهای زیادی که ماندند و از آنها نشانی نگرفت و توسط من فراموش نشد

هیفا وهبی … اغانی منفردة … انت تانی

نام ترانه: انت تانی
خواننده: هیفا وهبی
آلبوم: اغانی منفردة – ۲۰۱۰
شماره ترجمه: ۷۴۲

—[دانلود ترانه]—

انت تانی
دوباره تو

انته تانی مش غیری خد مکانی مش بعتنی و فسوانی طب لیه دلوقت رجعتلی
دوباره تو، کسی دیگر جای مرا نگرفت؟ مرا در چند لحظه نفروختی؟ حالا چرا بازگشته ای؟

ده اللی باقی واهو ده کمان اللی ناقص مش کان موضوع و خالص کان حد قاللک حنللی
پس این همه آنست که مانده بود، این همه آنست که از دست رفته بود، آیا این موضوع انجام نشده است؟
گویی کسی به تو گفته بازگردی و با من مهربان باشی

بقى عندک خلیک انا وقلبی حلفنا علیک لایمکن تانی نرجع لیک یعنی خلاص ماتلزمناش
پس در جایگاهت بمان، من و قلبم سوگند یاد می کنیم، برای ما ناممکن است که سوی تو بازگردیم، تو برای ما سودی نداری

کان حلم و ببنیه قضیت لی علیه وجیت توافیه ومستنینی اقوللک ایه یلا یاسیدی ماتدوشناش
این رویایی بود که من می ساختم، اما حالا گذشته و تو بازگشته ای که کاملش کنی
منتظری چه بگویم؟ ای آقا سرم را به درد نیاور

لأ عندک خلیک انا وقلبی حلفنا علیک لایمکن تانی نرجع لیک یعنی خلاص ماتلزمناش
نه، در جایگاهت بمان، من و قلبم سوگند یاد می کنیم، برای ما ناممکن است که سوی تو بازگردیم، تو برای ما سودی نداری

کان حلم و ببنیه قضیت لی علیه وجیت توافیه ومستنینی اقوللک ایه یلا یاسیدی ماتدوشناش
این رویایی بود که من می ساختم، اما حالا گذشته و تو بازگشته ای که کاملش کنی
منتظری چه بگویم؟ ای آقا سرم را به درد نیاور

ایه اللی جابک و بتشکی لمین عذابک انا مش فاضیة لجنابک ده کتیر فی هواک عذبتنی
چه چیزی تو را آورده؟ به دنبال ترحم که هستی؟ من در دسترس تو نیستم، در عشق تو بسیار آزرده شده ام

خذ نصیبک جرحک على اید حبیبک انا مظطرة انی اسیبک زی زمان ما سبتنی
سهمت را بگیر، زخمی که بر عشقت گذاشتی، می خواهم درست همانطور که مرا ترک کردی تو را تر ک کنم

بقى عندک خلیک انا وقلبی حلفنا علیک لایمکن تانی نرجع لیک یعنی خلاص ماتلزمناش
پس در جایگاهت بمان، من و قلبم سوگند یاد می کنیم، برای ما ناممکن است که سوی تو بازگردیم، تو برای ما سودی نداری

کان حلم و ببنیه قضیت لی علیه وجیت توافیه ومستنینی اقوللک ایه یلا یاسیدی ماتدوشناش
این رویایی بود که من می ساختم، اما حالا گذشته و تو بازگشته ای که کاملش کنی
منتظری چه بگویم؟ ای آقا سرم را به درد نیاور