آرشيو موضوعي: ترانه هاي وردة الجزائرية

وردة الجزائریة … بتونس بیک … بتونس بیک

نام ترانه: بتونس بیک
خواننده: وردة الجزائریة
آلبوم: بتونس بیک
شماره ترجمه: ۱۲۵۴

بتونس بیک
با تو خوشبختم

بتونس بیک وإنت معایا بتونس بیک وبلائی بئربک دنیایا
لما تقرب أنا بتونس بیک وما بتبعد أنا بتونس بیک
وخیالک بکون ویایا ویایا
وقتی با منی خوشبختی رو احساس میکنم و به همه دنیام دست پیدا میکنم
وقتی نزدیک میشی خوشبختی رو احساس میکنم
وقتی دور میشی هم خوشبختی رو احساس میکنم
و خیالت با من میمونه

ونجه صوتک صوتک بونسنی وهواک فی البعد فی البعد بیحرسنی
والشوء ینادیلک جوایا وناوناوناوناونا أنا
أنا بتونس بییک وإنت معایا
خیال صدات آرومم میکنه و عشقت از دور محافظتم میکنه
عشقی که از درونم صدات میکنه
وقتی با منی قدرتو میدونم

بتمر سعات بعد لقانا و الروح لوجودک عطشانة توحشنی عینیک
وبلائی الدنیا بئت فاضیة مع أنه الناس رایحة وجایة وأنا بحلم بیک
على طول فی خیالی بنادیلک وبئول یا تجینی یا حجیلک من غیر مواعیید
ویدوبک وبنفس السنیة بلائیک أدامی یا عنییا والإید فی الإید
لما تقرب أنا بتونس بیک وما بتبعد أنا بتونس بیک
وخیالک بکون ویایا ویایا
ساعتها از ملاقاتمون گذشت و روح و جانم تشنه درک حضور تو هستن، خیلی دلتنگ چشماتم
دنیا خالی باشه یا پر همهمه، مردم بیان و برن
من رویای تو رو میبنم، تو رویا تو رو صدا میکنم
و به خودم میگم که بدون هیچ قراری یا تو میای یا من پیشت میام
چی میشد اگه میتونستم تو یه لحظه تو رو کنار خودم داشته باشم
تو رو، نور چشمم
در حالیکه دست در دست هم بودیم
وقتی نزدیک میشی خوشبختی رو احساس میکنم
وقتی دور میشی هم خوشبختی رو احساس میکنم
و خیالت با من میمونه

وسعات یتمنى إنی أشوفک أو حتى أشوف منک طیفک مع حلم جمیل
ومابین لحظة وبین التانیة بسمع صوتک مال الدنیاوفی عز اللیل
إنت إللی بتسعد أوقاتی وتأثر على کل حیاتی أجمل تأثیر
أرجوک ما تسبنیش وحدیا وإن غبت ولوحتى شویة کلمنی کتیر
لما تقرب أنا بتونس بیک وما بتبعد أنا بتونس بیک
وخیالک بکون ویایا ویایا
ساعتها آرزوی دیدارت رو کردم، آرزویی که حتی به رویا هم قانع میشه
تو یه لحظه و یه ثانیه صداتو از همه دنیا شنیدم و شبم زیبا شد
تو همونی هستی که خوشبختی رو به روزگار من میاری
و زیباترین تاثیر رو روی زنگی من میگذاری
ای کاش هرگز تنهام نگذاری و اگه من یکم هم خواستم نباشم باهام حرف بزن
وقتی نزدیک میشی خوشبختی رو احساس میکنم
وقتی دور میشی هم خوشبختی رو احساس میکنم
و خیالت با من میمونه

ورده الجزائریة، ساره فرح … اغانی منفرده … حرمت احبک

نام ترانه: حرمت احبک
خواننده: ورده الجزائریة، ساره فرح
آلبوم: اغانی منفرده
شماره ترجمه: ۱۰۷۲

حرمت احبک
از عشقت دست کشیدم

حرمت احبک ما تحبنیش
وابعد بقلبک وسیبنی اعیش
ولا تشاغلنی ولا تحایلنی
بعد اللی قلته واللی عملته
حرمت احبک ما تحبنیش
از دوست داشتنت دست کشیدم
خودت و دلت دور شو، بذار زندگی کنم
نه رنج و عذابم بده و نه خواهش و التماس کن
بعد از اونچه گفتی و کردی
از دوست داشتنت دست کشیدم

ظلمت قلبی وتقول بری
وسایبنی وحدی وسط الطریق
عایز حیاتک وذکریاتک
عشان ما تخسرش ای شی
ولا تشاغلنی ولا تحایلنی
بعد اللی قلته واللی عملته
حرمت احبک ما تحبنیش
دلمو شکستی و گفتی بی گناهی
و درست وسط راه منو رها کردی
تو زندگی و خاطرات خودتو میخوای
پس هیچ چی رو از دست ندادی
نه رنج و عذابم بده و نه خواهش و التماس کن
بعد از اونچه گفتی و کردی
از دوست داشتنت دست کشیدم

ما اعرفش انت حبیتنی لیه
والا انت حبیتنی والا ایه
والا انت فاکر ان انت قادر
وقلبی ملکک تحکم علیه
ولا تشاغلنی ولا تحایلنی
بعد اللی قلته واللی عملته
حرمت احبک ما تحبنیش
نمیدونم چرا دوستم داشتی
یا این که اصلا عاشقم بودی یا نه
فکر میکردی میتونی یا نه
دلم مال تو شد و در اختیارش گرفتی
نه رنج و عذابم بده و نه خواهش و التماس کن
بعد از اونچه گفتی و کردی
از دوست داشتنت دست کشیدم

وردة الجزائریة، الیسا … اغانی منفرده … لولا الملامه

نام ترانه: لولا الملامه
خواننده: وردة الجزائریة، الیسا
آلبوم: اغانی منفرده
شماره ترجمه: ۱۰۳۴

لولا الملامه
اگر ملامتی نباشد

سالونی کتیر سالونی کتیر سالونی سالونی علیه
از من بسیار پرسیدند، سوالهایی درباره تو

بتحبیه ایوا ایو وحانکر لیه بصولی ملام
دوستش داری؟ آری، آری، نمیتوانم انکارش کنم، ملامتم کردند

و قالولی کلام جراح فرشولی الارض فرشولی الارض دموع
آنگونه سخت با من سخن گفتند، زمین را با اشکهایم شستشو دادند

والشمس جراح
خورشید آسیب دید

کل دا کله عاشان حبیت
همه اینها به خاطر چیست؟ به خاطر عشق من

ولا عاشان قلت انا حبیت
یا به خاطر اینکه این عشق را به زبان آوردم

لولا الملامه یا هوى وآه من الملامه
اگر ملامتی نباشد عشق من، اگر ملامتی نباشد

لافرد جناحی عالهوا زی الیمامه
چون فاخته ای بالهایم را بر روی عشق گستردم

واطیر و ارفرف بالفضا
و پرواز کردم و دور شدم

واهرب من الدنیا الفضا
پرواز کردم و از این دنیا فرار کردم

وکفایه عمری کفایه عمری اللی انقضى
زندگی کافیست، زندگی کافیست

وانا بخاف الملامه وانا بخاف الملامه
از ملامت میترسم، از ملامت میترسم

وآه من الملامه
آه از ملامت

وردة الجزائریة، الیسا … اغانی منفرده … مالی

نام ترانه: مالی
خواننده: وردة الجزائریة، الیسا
آلبوم: اغانی منفرده
شماره ترجمه: ۱۰۳۳

مالی
اهمیت نمیدهم

مالی و انا مالی بالاحزان انا مالی
عایشة فی احلی لیالی و یا حبیبی الغالی
وقتی با عشق ارزشمندم زیباترین شبها را میگذرانم
چرا اهمیت میدهم؟ چرا به غصه و اندوه اهمیت میدهم؟

و بحبک اوی یاعیونی بحبک مهما لامونی
مایلومو طب وانا مالی
خیلی دوست دارم، با تمام وجودم، حتی اگر چشمانت میخواهند ملامتم کنند
اهمیتی نمیدهم و کاری نمیکنم

الحب و مدفینا الورد و مغطینا
الشمس و طالعة لینا من فرح الدنیا لینا
من شهدها بتسقینا و بکرة مستنینا
عشق به ما گرما میبخشد و با گلهای رز میپوشاند
خورشید بر فراز سرمان میدرخشد، شادی همه زندگی برای ماست
از شهد نابش به ما مینوشاند و فردا در انتظار ماست

ناسیة هنا ناسیة ایام کانت اسیة ناسیاها معاک یاعیونی
وفاکرنی هاخاف یلومونی مایلومو طب وانا مالی
روزهای سخت را فراموش میکنم، با تو ای چشمان من روزگار سخت را از یاد میبرم
فکر میکنی از ملامت میترسم؟ بگذار ملامت کنند
اهمیتی نمیدهم و کاری نمیکنم

غنو و حبو و قولو معانا یا ناس خلیک یا جرح بعید
ده هوانا لسة جدیدة لسة فی اول عید
و سافری یا احزان مالکیش مابنا مکان
ساکن قلوبنا امان
بخوانید و عشق بورزید و با ما باشید مردم
عشقمان هنوز تازه و در اول راه است
بروید ای غم و اندوه که دیگر اینجا برای شما جایی نیست
امنیت در دلهایمان جای گرفته است

وردة الجزائریة … اکذب علیک … اکذب علیک

نام ترانه: اکذب علیک
خواننده: وردة الجزائریة
آلبوم: اکذب علیک
شماره ترجمه: ۳۹۲

—[دانلود ترانه]—

اکذب علیک
به تو دروغ می گویم

اکذب علیک اکذب علیک اکذب علیک اکذب علیک
به تو دروغ می گویم، به تو دروغ می گویم، به تو دروغ می گویم

اکذب علیک لو قلت بحبک لسه اکذب علیک
به تو دروغ می گویم اگر بگویم دوستت دارم، من هنوز دروغ می گویم

واکذب علیک لو قلت نسیتک همسه اکذب علیک
و به تو دروغ می گویم اگر بگویم نجوایت را فراموش کرده ام، به تو دروغ می گویم

امال انا ایه قلی انت انا ایه
پس من چه هستم؟ تو به من بگو من چه هستم

اختارلی بر وانا ارسی علیه
برای من سرزمینی انتخاب کن، من آنجا ساکن می شوم

انت حبیبی یعنی لسه حبیبی
تو عشق منی، می گویم که تو هنوز هم عشق منی

ولا حبیبی عشان کنت حبیبی
عشق من، زیرا تو عشق من بودی

قول یا حبیبی قول
بگو عشق من بگو

یا حبیبی
ای عزیزم

عارف کان اجمل شیء فی حیاتی
می دانی زیباترین چیز در زندگی من چیست؟

ایه یا حیاتی
چیست عزیزم؟

کان اجمل شیء ان انت کل حیاتی
زیباترین چیز اینست که تو همه زندگی من بودی

توعدنی واطیر قبل المواعید
تو به من وعده دادی و من پیش از همه وعده ها پرواز کردم

للفرحه اعید قبل العید
برای شادی و سرور، من عیدها را پیش از فرا رسیدن جشن گرفتم

والقاک یا حبییبی سابقنی هناک
و تو را پیدا کردم عزیزم، همان جا

والحب ف اید والدنیا ف اید
و عشق در یک دست و دنیا در دستی دیگر

والشمع یشوفنی معاک یا حیبی
و شمع منرا با تو نشان می داد عزیزم

من غیر ما نقیده لوحده یقید
بدون این که حفاظتش کند، خودش خودش را حفاظت می کد

کان شیء جوانا علینا جدید
چیزی جدید در ماست

دالوقت خلاص ما اصبحش جدید
که حالا دیگر جدید و تازه نیست

حبیبی صحیح بنتواعد ونتقابل ونتکلم … بطوله
عزیزم! درست با یکدیگر قرار گذاشتیم و دیدم و قدم زدیم

کلام یمکن مالوش معنى ما هوش من القلب
صحبتی داشتیم، که معنایی نداشت و از دل بر نمی آمد

لکن برضه بنقوله
اما با این وجود، صحبت می کردیم

ونرجع تانی نتقابل ونتکلم ولا عارفین بنفرح
و دوباره یکدیگر را می بینیم، صحبت می کنیم، حتی بدون اینکه بدانیم چگونه شاد باشیم

او بنتألم
یا آزار ببینیم

وفوق خد اللیالی دموع بتسأل ایه جرى لینا
و اشکها بر گونه شب که از ما می پرسند چه شده است

شموعنا ما عادتش شموع ونیجی فأیدها تطفینا
و شمعهایی که دیگر شمع نیستند، وقتی آمدیم، شمعها با دستهایشان خاموشمان می کنند

وده کله ومالناش الا بعضینا
همه اینها، ما کسی را جز یکدیگر نداریم

دی جنة بنار بتجمعنا لیالینا
این بهشتیست با جهنم که در شبهایمان جمع شده است

عینی عینی یا عین قول لحبیبی یا عین
آه ای چشم من! به عشق من بگو

لهفتنا راحت فین جنتنا راحت فین
عشق ما به کجا رفته است؟ بهشت ما به کجا رفته است؟

کل الحجات الحلوة نجیبها تانی منین
آن همه زیبایی را دیگر از کجا بیاوریم؟

حتى السلام بالأید بأه شیء علینا جدید
حتی سلام با دست برای ما تازه بود

غیر اللی کان فی داخل القلب قبل الأید
جز آنچه پیش از دست در قلب بود

الحب بریء واحنا ظلمنا
عشق بی گناهست و ما با عشق ستم کردیم

دوبنا شبابه قبل صباه
ما جوانیش را پیش از کودکی ذوب کردیم

یدینا الحب نصیب سنتین
عشق به ما قسمت دو سال را داد

نشربه فی دقیقه مش فی تنین
ما در یک دقیقه و نه دو دقیق آن را نوشیدیم

وانقال یرتاح مثلنا ساعتین
حتی اگر برای ما دو ساعت طول کشید

نحلف یمینین ولا غمضة عین
ما دو بار سوگند خوردیم و حتی یک بار هم پلک نزدیم

شوف کنا بأیه وصبحنا بأیه
ببین کجا بودیم و کجا آمده ایم